| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 320 |
| تعداد مقالات | 2,393 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,072,363 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,239,952 |
بررسیِ راهبردهایِ استاد مطهری در انسانشناسی (تحلیل ماتریس سُوات) | ||
| فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت | ||
| دوره 12، شماره 26، دی 1404، صفحه 83-117 اصل مقاله (658.43 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/rsm.2025.11465.1514 | ||
| نویسندگان | ||
| حسین کاظمی خادم* 1؛ عطیه زندیه2؛ مجتبی رستمیکیا3؛ محمدرضا اسدی4 | ||
| 1دانشجوی دکتری، گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار دانشگاه مطهری تهران، ایران | ||
| 3مدیر کل آیندهپژوهی و مطالعات راهبردی مرکز خدمات حوزه،قم .ایران | ||
| 4دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: انسانشناسی در جهان معاصر، بهویژه در بستر بحران معنا، فروپاشی اخلاق و سلطه رویکردهای تقلیلگرا، نیازمند بازخوانیای است که بتواند نسبت انسان با حقیقت، تاریخ، جامعه و غایت را در افقی جامع بازتعریف کند. منظومه انسانشناسی استاد مطهری، با اتکا بر مبانی فلسفی، وحیانی و تمدنی، یکی از مهمترین ظرفیتهای اندیشه اسلامی برای پاسخگویی به این وضعیت است. مطهری، با رویکردی مسئلهمحور و آیندهنگر، انسان را موجودی اشتدادی، چندلایه و برخوردار از فطرت الهی میداند؛ موجودی که در نسبت با عقل، ایمان، ولایت و تاریخ معنا مییابد و قابلیت عبور از سطح زیست طبیعی به افقهای متعالی را دارد. باوجود این ظرفیتها، منظومه انسانشناسی مطهری در مواجهه با مکاتب رقیب و شرایط پیچیده جهان مدرن، نیازمند تحلیل راهبردی است؛ تحلیلی که بتواند قوتها و ضعفهای درونی، و فرصتها و تهدیدهای بیرونی را در چهارچوبی منسجم آشکار کند. از این منظر، مدل سوات (SWOT) بهعنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت و طراحی راهبرد، امکان آن را فراهم میکند که انسانشناسی مطهری نهتنها در سطح فلسفی، بلکه در سطح تمدنی و تربیتی بازخوانی شود. هدف این پژوهش آن است که با بهرهگیری از ماتریس سوات و مدل اسپیس، جایگاه راهبردی انسانشناسی مطهری را در پنج محور معرفتشناسی، روششناسی، روانشناختی، تمدنپژوهی و راهبرد عملی تحلیل کند و نشان دهد که این منظومه چگونه میتواند در برابر تهدیدهای معرفتی و تمدنی ایستادگی کند، از فرصتهای بیرونی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. روش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی، مطالعه کتابخانهای و تفسیر راهبردی متون است. دادههای تحقیق از آثار مکتوب استاد مطهری، بهویژه آثار انسانشناختی، فلسفی، تاریخی و تمدنی او استخراج شده و با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون، در پنج محور معرفتشناسی، روششناسی، روانشناختی، تمدنپژوهی و راهبرد عملی ساماندهی شدهاند. در این فرایند، ابتدا مضامین پایه از دل متون استخراج شد، سپس در قالب مضامین سازماندهنده دستهبندی و در پایان، در قالب مضامین فراگیر، ساختار کلی انسانشناسی مطهری بازسازی شد. برای تحلیل راهبردی این ساختار، از مدل سوات (SWOT) استفاده شده است. این مدل، با تفکیک عوامل درونی (قوتها و ضعفها) و عوامل بیرونی (فرصتها و تهدیدها)، امکان آن را فراهم میکند که منظومه انسانشناسی مطهری در نسبت با محیط معرفتی و تمدنی معاصر ارزیابی شود. در این مرحله، هر یک از پنج محور تحلیلی در چهار مؤلفه سوات جایگذاری شد و از دل آن، راهبردهای چهارگانه تهاجمی (SO)، رقابتی (ST)، محافظهکارانه (WO) و تدافعی (WT) استخراج شد. در گام تکمیلی، برای تعیین جهتگیری کلان نظریه، از مدل اسپیس (SPACE) بهره گرفته شد. این مدل با ارزیابی چهار بُعد «قدرت نظری»، «مزیت رقابتی»، «قدرت حوزه فعالیت» و «فشار محیطی»، موقعیت راهبردی انسانشناسی مطهری را تحلیل میکند. ترکیب این دو ابزار، امکان آن را فراهم میکند که انسانشناسی مطهری نهتنها در سطح مفهومی، بلکه در سطح راهبردی و تمدنی بازخوانی شود و مسیر تحول آن در علوم انسانی ترسیم شود. نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد که انسانشناسی استاد مطهری، در مواجهه با محیط معرفتی و تمدنی معاصر، واجد ظرفیتهای راهبردی متعددی است که آن را از یک نظریه صرفاً فلسفی فراتر میبرد و در جایگاه یک الگوی تمدنی قرار میدهد. تحلیل ماتریسی سوات نشان داد که در محور معرفتشناسی، مبناگرایی فلسفی، اصالت عقل و فطرت، و پرهیز از نسبیگرایی، مهمترین قوتهای درونی این منظومهاند؛ قوتهایی که در برابر تهدیدهایی چون سلطه عقلانیت ابزاری، حذف فطرت و تقلیل انسان به ماده، نقش ایستادگی و بازسازی ایفا میکنند. در محور روششناسی، پلورالیسم روشی و بهرهگیری همزمان از فلسفه، عرفان، قرآن و تاریخ، ظرفیت ارائه تصویری جامع از انسان را فراهم میکند؛ هرچند تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، یکی از ضعفهای مهم این حوزه است. در محور روانشناختی، تأکید بر انسان کامل، ایمان، اراده و حرکت اشتدادی، در برابر بحرانهای هویتی و ازخودبیگانگی انسان مدرن، کارکردی بازسازانه دارد. در سطح تمدنپژوهی، افق آیندهنگر و نگاه کلاننگر مطهری، نظریه او را قادر میکند تا در برابر الگوهای انسان غربی و فروپاشی ارزشهای انسانی، موضعی فعال و بازخوانانه اتخاذ کند. در محور راهبرد عملی نیز، مسئلهمحوری، شجاعت مواجهه با مکاتب رقیب و تکیه بر مواد خام فرهنگی تمدن اسلامی، مهمترین قوتها بهشمار میآیند؛ هرچند فقدان مدلهای عملیاتی در تربیت و روانشناسی، از جمله ضعفهای قابل توجه است. در مجموع، نتایج نشان میدهد که انسانشناسی مطهری، با وجود برخی خلأهای عملی و میانرشتهای، از چنان انسجام فلسفی، ظرفیت تمدنی و توان نقد مکاتب رقیب برخوردار است که میتواند در برابر تهدیدهای بیرونی ایستادگی کند، از فرصتهای محیطی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. بحث و نتیجهگیری: تحلیل راهبردی انسانشناسی استاد مطهری نشان میدهد که این منظومه، در عین برخورداری از بنیانهای فلسفی و وحیانی استوار، واجد ظرفیتهای تمدنی و تربیتی است که آن را از سطح یک نظریه انتزاعی فراتر میبرد. بررسی پنج محور معرفتشناسی، روششناسی، روانشناختی، تمدنپژوهی و راهبرد عملی نشان داد که مطهری با تکیه بر جامعنگری، اصالت فطرت، عقلانیت توحیدی و طرح انسان کامل، توانسته است در برابر تهدیدهای معرفتی و فرهنگی جهان مدرن موضعی فعال، نقادانه و بازسازانه اتخاذ کند. در عین حال، تحلیل سوات آشکار کرد که این منظومه در برخی حوزهها، بهویژه در سطح عملی و میانرشتهای، نیازمند توسعه و بازخوانی است. تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، کمتوجهی به انسان انضمامی و فقدان مدلهای عملیاتی در تربیت و روانشناسی، از جمله ضعفهاییاند که میتوانند با بهرهگیری از فرصتهای بیرونی، بهویژه گرایش جهانی به معنویت، مطالبه برای تربیت کرامتمحور و گشودگی علمی به فلسفههای تطبیقی، اصلاح و تکمیل شوند. نتایج مدل اسپیس نیز نشان داد که جهتگیری کلان انسانشناسی مطهری در ربع تهاجمی قرار میگیرد؛ به این معنا که قوتهای نظری و تمدنی این منظومه به اندازهای نیرومند است که میتواند فرصتهای بیرونی را فعال و تهدیدهای محیطی را خنثی کند. باوجوداین، در سطح مواجهه با تهدیدها، راهبرد رقابتی (ST)و در سطح عملی، راهبرد محافظهکارانه (WO) نیز معنا و کارکرد دارند. در مجموع، انسانشناسی مطهری الگویی است که هم توان ایستادگی در برابر بحرانهای انسان مدرن را دارد، هم قابلیت بهرهگیری از فرصتهای معرفتی و تمدنی را، و هم ظرفیت آن را که در مسیر تحول علوم انسانی، نقشآفرینی کند. این پژوهش نشان میدهد که بازخوانی راهبردی اندیشه مطهری میتواند افقهای تازهای برای طراحی الگوهای تربیتی، تمدنی و توحیدمحور بگشاید. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام میکنند که هیچگونه حمایت مالی، کمک پژوهشی یا پشتیبانی از سوی اشخاص ثالث اعم از نهادهای دولتی، تجاری یا بنیادهای خصوصی دریافت نکردهاند. همچنین، هیچ اختراع، طرح ثبتشده یا پرونده داوری مرتبط با این اثر در حال انجام نیست. این پژوهش فاقد هرگونه جنبه مرتبط با حیوانات آزمایشگاهی یا بیماریهای خاص انسانی بوده و بنابراین، نیازمند اعلام یا تأیید اخلاق نشر نیست. | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 68 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 23 |
||