| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 329 |
| تعداد مقالات | 2,436 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,229,964 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,330,242 |
پیشنهاد اولیه مدل قرآنیِ تبادل اجتماعی(QISEM) | ||
| فصلنامه علمی - پژوهشی اسلام و علوم اجتماعی | ||
| دوره 17، شماره 35، تیر 1404، صفحه 55-86 اصل مقاله (791.71 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/soci.2026.11622.2135 | ||
| نویسنده | ||
| حمیدرضا ایمانی فر* | ||
| استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: نظریه تبادل اجتماعی (SET) بهعنوان یکی از ستونهای تبیینگر در روانشناسی اجتماعی و رفتار سازمانی، تعاملات انسانی را بر پایه تحلیل عقلانی هزینه-فایده و اصل تقابل تشریح میکند. باوجوداین، پارادایم سنتی این نظریه بهشدت بر «عقلانیت ابزاری» و «نفعگرایی شخصی» متمرکز است. مسئله بنیادین اینجاست که SET در تبیین انگیزههای فرامادی، کنشهای ایثارگرانه و رفتارهای اخلاقی در جوامع خداباور با بنبست نظری مواجه است؛ زیرا بسیاری از این کنشها لزوماً با منطقِ تبادل مستقیم بینفردی سازگار نیستند. پژوهشهای پیشین اغلب به بررسی همبستگیهای ساده میان دینداری و رفتار بسنده کردهاند و از ارائه یک مدل فرایندی بازماندهاند که نشان دهد «ایمان» چگونه ساختارِ محاسباتی تبادل را متحول میکند. ازاینرو، هدف اصلی پژوهش حاضر، بازتعریف سازوکارهای تبادل بر پایه آموزههای وحیانی و ارائه مدل قرآنیِ تبادل اجتماعی (QISEM) است. این مطالعه بهدنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است که حضور خداوند بهعنوان «ضلع سوم» در تعاملات انسانی، چگونه ساختار دوقطبی تبادل را به یک مدل سهسویه ارتقا میدهد و فرایند تبدیل عقلانیت ابزاری به عقلانیت ایمانی در قالب یک چرخه انگیزشی-روانشناختی چگونه تبیین میشود؟ نوآوری این مطالعه در ترکیب تحلیل مفهومی آیات با یافتههای روانشناسی شناختی برای ارائه چهارچوبی عملیاتی است که پایداری رفتارهای اخلاقی را حتی در محیطهای ناعادلانه تضمین میکند. این مدل فراتر از منطق سودمحور کلاسیک، مسیری را میگشاید که در آن فرد نه برای پاداشهای ملموس، بلکه برای دستیابی به رضایت الهی و رشد معنوی وارد تعامل میشود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش «تحلیل مفهومی تطبیقی» انجام شده است. فرایند تحقیق در سه گام نظاممند پیگیری میشود. در گام اول، به منظور شناسایی هسته سخت نظریه تبادل اجتماعی، جستجوی گستردهای در پایگاههای داده تخصصی (Google Scholar, Scopus, PsycINFO) انجام و ۲۰ اثر کلیدی از نظریهپردازان پیشرو (هومانس، بلائو، تیبوات و کلی، و کروپانزانو) استخراج و تحلیل شد. در گام دوم، با روش تفسیر موضوعی و تمرکز بر تفاسیر معتبر (المیزان و مجمعالبیان)، کلیدواژگانی نظیر «تجارت با خدا»، «بیع»، «اجر»، «قرب» و «احسان» در متن قرآن کریم ردیابی شدند. از میان ۴۵ آیه شناسایی شده، ۱۲ آیه که مستقیماً به سازوکارهای انگیزشی و فرایند پاداشدهی اشاره داشتند (نظیر آیات بقره، ۲۸۴، آلعمران، ۹۲، توبه، ۱۱۱ و جاثیه، ۱۵)، بهعنوان واحد تحلیل نهایی برگزیده شدند. تحلیل در این مرحله بر پایه «تحلیل غایتشناختی» (تحلیل مقصد فاعل) صورت گرفت. در گام سوم، یافتههای حاصل از تحلیل نظریات کلاسیک و آموزههای وحیانی با یافتههای نوین روانشناسی انگیزش، بهویژه نظریه خودتعیینگری (SDT)، مقابله و سنتز شد. مدل QISEM براساس این سنتز نظری بهصورت یک ساختار چرخهای و مارپیچ صعودی طراحی شد تا نشان دهد چگونه متغیرهای میانجی قدسی میتوانند ساختار محاسباتی عمل را تغییر دهند. برای اطمینان از اعتبار مدل، مؤلفههای استخراج شده با معیارهای روانشناسی شناختی تطبیق داده شد تا قابلیت کاربست در حوزههای رفتاری و سازمانی را داشته باشد. نتایج: یافتهها نشان میدهد که منطق قرآنی با معرفی خداوند بهعنوان «ضلع سوم» و متغیر میانجی، ساختار تبادل را از الگوی دوقطبی «انسان-انسان» به الگوی سهسویه «انسان-خدا-انسان» تغییر میدهد. این تحول به پیدایش «عقلانیت ایمانی» بهجای عقلانیت ابزاری منجر میشود. در مدل QISEM، چرخه تبادل در چهار مرحله اساسی بازطراحی شده است: 1. تنظیمگری قصد: که در آن آگاهی از حضور ناظر قدسی، انگیزه را از نفع شخصی به رضای الهی تغییر میدهد؛ 2. تبادل ارزشمحور: که در آن عدالت از یک پیامد به یک پیششرط وجودی تبدیل شده و «انفاق کیفی» جایگزین مبادله ساده منابع میشود؛ 3. ارزیابی توحیدی: در این مرحله، فرد با واگذاری نتیجه به علم مطلق الهی (توکل)، از اضطراب محاسباتی و نشخوار ذهنی رها میشود؛ ۴. تعالی وجودی: که مرحله نهایی است و در آن پاداش از یک متغیر بیرونی و متزلزل به یک پیامد درونی و پایدار (رشد و سکینه) تبدیل میشود. یافتههای حاصل از تحلیل غایتشناختی آیات نشان داد که در پارادایم قرآنی، اثرِ وضعیِ عمل صالح پیش از انتقال به دیگری، در ساحتِ وجودیِ فاعل مستقر میشود: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ». برخلاف نظریه تبادل اجتماعی (SET) که پاداش روانی را صرفاً بهمثابه یک «کالای دریافتی» یا بازگشتِ سرمایه تبیین میکند، مدل QISEM پاداش را از ماهیت «داشتنی» به ماهیت «بودنی و تکاملی» تغییر میدهد. در این چهارچوب، حضور خداوند سبحان بهعنوان متغیر میانجی و منبع غاییِ پاداشدهی، ریسکِ ناشی از ناسپاسی یا عدم تقابل در لایه اجتماعی را بهکلی مرتفع میکند؛ زیرا تضمینِ پیامدِ عمل از ارادۀ متزلزلِ طرفِ مقابل به ارادۀ مطلقِ الهی منتقل میشود. این ساختارِ سهسویه نهتنها ثبات هیجانی و سکینه قلبی فاعل را در محیطهای ناعادلانه تضمین میکند، بلکه عقلانیتِ کنشگر را از «محاسبهگریِ ابزاری برای نفع آنی» به «عقلانیت ایمانی مبتنی بر پیوند با منبع هستی» ارتقا میدهد. در نتیجه این تحول پارادایمی، تعاملات انسانی از یک موقعیت تعارضی و فرساینده، به یک فرایند همافزای اخلاقی و مسیری برای تعالی وجودی مبدل میشود». بحث و نتیجهگیری: مدل QISEM فراتر از یک توصیۀ اخلاقی صرف، یک «سیستمِ خود-تنظیمگر» برای روان انسان در تعاملات اجتماعی ارائه میدهد. یافتههای پژوهش تبیین میکند که این مدل از طریق سه تحول بنیادین، خلأهای نظری موجود را مرتفع میکند: نخست، تحول شناختی که طی آن «ادراکِ حکمتمحور» جایگزینِ «محاسبهگریِ محدودِ ابزاری» میشود؛ دوم، تحول هیجانی که به دستیابی به حالت «سکینه» و رهایی از اضطرابِ ناشی از مقایسۀ اجتماعی منجر میشود؛ و سوم، تحول انگیزشی که مسیر حرکتِ فاعل را از «پاداشمحوریِ بیرونی» به سمت «تعالیِ خود» تغییر میدهد. درحالیکه نظریههای سکولار نظیر خودتعیینگری (SDT) بر انگیزش خودمختار تأکید دارند، مدل QISEM با معرفی مفهومِ وحیانیِ «تجارت با خدا»، غایتِ رفتار را در افقی فراتر از زمان و مکان بازتعریف میکند. این مدل، بنبستهای نظری SET در تبیین ایثار و کنشهای متعالی را با تفکیکِ ساختاری میان «مقصدِ خدمت» و «مرجعِ پاداش» حل کرده است. بدینسان، حضور خداوند سبحان بهعنوان متغیر میانجی و منبع غاییِ پاداشدهی، پیوندِ میان رفتار اخلاقی و پاسخِ طرفِ مقابل را تعدیل و پایداریِ کنش را تضمین مینماید. نتیجهگیری پژوهش نشان میدهد که استمرار در این چرخه، به شکلگیری یک «مارپیچِ صعودیِ رشد» منجر میشود که در آن، هر تبادلِ موفق، خلوصِ نیت و بصیرتِ فاعل را برای تعاملاتِ آتی ارتقا میدهد. از منظر کاربردی، مدل QISEM چهارچوبی نوین برای مدیریت اخلاق و رفتارهای شهروندی سازمانی (OCB) در بستر جوامع اسلامی فراهم میآورد که میتواند اضطرابِ محاسباتی و فرسودگیِ ناشی از ناعادلانه بودنِ محیط را بهشدت کاهش دهد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی، ابزارهای سنجشِ روانشناختی مبتنی بر مراحل چهارگانه این مدل طراحی شده و کارآمدی آن در مواجهه با چالشهای اجتماعی به صورت تجربی مورد آزمون قرار گیرد. در نهایت، مدل قرآنی تبادل اجتماعی ثابت میکند که ایمان، نهتنها یک باور قلبی، بلکه یک «موتورِ محرکِ شناختی» برای بازتعریفِ منطقِ سود و زیان و دستیابی به ثبات شخصیتی در تعاملات پیچیدۀ انسانی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نظریه تبادل اجتماعی (SET)؛ قرآن کریم؛ عقلانیت ایمانی؛ رشد معنوی؛ مدل QISEM | ||
| مراجع | ||
|
منابع
باقری، خسرو (۱۳۹۴). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی. سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی.
جوادی آملی، عبدالله (۱۳۹۵). تسنیم: تفسیر قرآن کریم. قم: مرکز نشر اسراء.
شریفی، محمود؛ باقری، مرتضی؛ و رستمی، علی (۱۳۹۸). اخلاق کار اسلامی و الگوهای تبادل اجتماعی در سازمان. فصلنامه پژوهشهای روانشناسی اجتماعی، ۱۵(۱)، ۴۵-۶۲.
طباطبایی، سید محمدحسین (۱۳۹۰). المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
مسعودی، محمد (۱۴۰۱). تحلیل مفهوم تجارت معنوی در قرآن بر پایه نظریه تبادل اجتماعی. دوفصلنامه مطالعات قرآن و روانشناسی، ۶(۲)، ۸۸-۱۰۵. References Adams, J. S. (1965). Inequity in social exchange. Advances in Experimental Social Psychology, 2, 267-299. doi: 10.1016/S0065-2601(08)60108-2 Bāqirī, Kh. (1394 H.sh./2015). Nigāhī dubārih bih tarbiyyat-i Islāmī [A second look at Islamic education]. Tehran: Sāzmān-i Pizhūhish wa Barnāmihrīzī-yi Āmūzishī. [In Persian] Beekun, R. I., & Badawi, J. A. (2021). Ethical discourse of social exchange theory: An Islamic perspective. Journal of Management, Spirituality & Religion, 18(2), 145-162. Blau, P. M. (1964). Exchange and power in social life. New York: Wiley. Chernyak-Hai, L., & Rabenu, E. (2021). The future of social exchange theory: A review and a new perspective. Frontiers in Psychology, 12, 620593. doi: 10.3389/fpsyg.2021.620593 Cloninger, C. R. (2013). What makes people healthy, happy, and fulfilled in the face of current world challenges? Mens Sana Monographs, 11(1), 16-24. doi: 10.4103/0973-1229.109332 Cropanzano, R., & Mitchell, M. S. (2005). Social exchange theory: An interdisciplinary review. Journal of Management, 31(6), 874-900. doi: 10.1177/0149206305279602 Cropanzano, R., Anthony, E. L., Brienza, P., & Wo, D. X. (2017). Social exchange theory: A critical review with theoretical remedies. Academy of Management Annals, 11(1), 479-516. doi: 10.5465/annals.2015.0099 Donavan, D. T., Hochstein, B., Hall, T. K., & Hair, J. F. (2024). Social exchange theory in the 21st century: A critical review and update. Journal of Business Research, 172, 114424. doi: 10.1016/j.jbusres.2023.114424 Homans, G. C. (1958). Social behavior as exchange. American Journal of Sociology, 63(6), 597-606. Javādī Āmulī, ʿA. (1395 H.sh./2016). Tasnīm: Tafsīr-i Qurʾān-i Karīm [Tasnīm: Exegesis of the Holy Quran]. Qom: Markaz-i Nashr-i Isrā. [In Persian] Kaptari, E. B., Hook, J. N., Davis, D. E., & Worthington, E. L. (2022). Humility and social exchange: A review and theoretical model. Journal of Psychology and Theology, 50(2), 143-162. doi: 10.1177/00916471211012345 Kim, S., & Choi, S. O. (2024). Re-evaluating intrinsic motivation in social exchange: A contemporary analysis. Journal of Social Psychology Research, 15(1), 45-62. doi: 10.1037/soc0000234 Masʿūdī, M. (1401 H.sh./2022). Taḥlīl-i mafhūm-i tijārat-i maʿnawī dar Qurʾān bar pāyah-ʾi naẓariyyih-ʾi tabādul-i ijtimāʿī [Analysis of the concept of spiritual commerce in the Quran based on social exchange theory]. Dūfaṣlnāmih-ʾi Muṭāliʿāt-i Qurʾān wa Ravānshināsī, 6(2), 88-105. [In Persian] O'Connor, E. P., & Crowley-Henry, M. (2020). Exploring the motivations of altruistic behavior through the lens of social exchange theory. Journal of Business Ethics, 162, 531-547. doi: 10.1007/s10551-018-3988-z Pargament, K. I., Mahoney, A., Exline, J. J., Jones, J. W., & Shafranske, E. P. (2013). APA handbook of psychology, religion, and spirituality. American Psychological Association. doi: 10.1037/14045-000 Ryan, R. M., & Deci, E. L. (2017). Self-determination theory: Basic psychological needs in motivation, development, and wellness. New York: Guilford Press. doi: 10.1521/978.14625/28806 Sharīfī, M., Bāqirī, M., & Rustamī, ʿA. (1398 H.sh./2019). Akhlāq-i kār-i Islāmī wa algūhā-yi tabādul-i ijtimāʿī dar sāzmān [Islamic work ethics and social exchange patterns in organizations]. Faṣlnāmih-ʾi Pizhūhishhā-yi Ravānshināsī-yi Ijtimāʿī, 15(1), 45-62. [In Persian] Ṭabarsī, F. B. Ḥ. (1399 H.sh./2020). Majmaʿ al-Bayān fī Tafsīr al-Qurʾān. Tehran: Nāṣir Khusraw Publications. [In Arabic] Ṭabāṭabāyī, S. M. Ḥ. (1390 H.sh./2011). Al-Mīzān fī Tafsīr al-Qurʾān (S. M. B. Mūsawī Hamadānī, Trans.). Qom: Daftar-i Intishārāt-i Islāmī vābastih bih Jāmiʿih-ʾi Mudarrisīn-i Ḥawzih-ʾi ʿIlmiyyih-ʾi Qom. [In Persian] Thibaut, J. W., & Kelley, H. H. (1959). The social psychology of groups. New York: Wiley. doi: 10.4324/9781315127309 | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 120 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 25 |
||