| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 337 |
| تعداد مقالات | 2,482 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,739,477 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,674,343 |
عدالت اقتصادی از منظر اسلام و اقتصاد متعارف شاخص سازی و اندازه گیری آن در استان های ایران | ||
| جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی | ||
| دوره 23، شماره 51، مهر 1405، صفحه 137-175 اصل مقاله (781.02 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/jee.2026.11575.2562 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدجواد علیشاهی1؛ اشکان رحیمزاده* 2؛ محمد دالمنپور3 | ||
| 1دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران | ||
| 2دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران (نویسندۀ مسئول) | ||
| 3استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: عدالت اقتصادی یکی از بنیادیترین مفاهیم در مطالعات توسعه، سیاستگذاری عمومی و اقتصاد اسلامی است. این مفهوم صرفاً به توزیع درآمد محدود نمیشود، بلکه ابعاد گستردهتری همچون دسترسی عادلانه به منابع، فرصتهای اقتصادی، امکانات عمومی، کیفیت زندگی و کاهش شکافهای منطقهای را نیز دربرمیگیرد. در بسیاری از پژوهشهای متعارف، سنجش عدالت اقتصادی غالباً بر شاخصهایی مانند ضریب جینی، نرخ فقر یا نابرابری درآمدی متمرکز بوده است؛ باوجوداین، این شاخصها بهتنهایی قادر به نمایش کامل وضعیت عدالت در سطح منطقهای نیستند. در ایران نیز، بهویژه در سطح استانها، تفاوتهای ساختاری میان مناطق برخوردار و کمتر برخوردار نشان میدهد که برای ارزیابی دقیقتر عدالت اقتصادی، به شاخصی چندبعدی، بومی و متناسب با شرایط کشور نیاز است. با اتکا به این ضرورت، تلاش میشود عدالت اقتصادی از منظر اقتصاد متعارف و اندیشه اسلامی بهصورت همزمان مورد بررسی و شاخصسازی قرار گیرد. در این چهارچوب، عدالت اقتصادی در اندیشه اسلامی نهتنها یک اصل اخلاقی، بلکه غایتی اجتماعی و دینی تلقی میشود که باید در فرآیند سیاستگذاری و نحوه تخصیص منابع بازتاب یابد. ازسویدیگر، در اقتصاد متعارف نیز دیدگاههایی مانند رویکرد قابلیتها، نظریه عدالت رالز، شاخصهای اتکینسون و جینی، تلاش کردهاند جنبههایی از عدالت را اندازهگیری کنند؛ اما اغلب بر نابرابری درآمدی تمرکز داشتهاند. ازاینرو، مسئله اصلی پژوهش، نبود یک شاخص ترکیبی جامع برای سنجش عدالت اقتصادی در استانهای ایران است؛ شاخصی که بتواند هم مؤلفههای توزیعی و هم ابعاد فرصت، بهرهمندی و توازن اجتماعی را بازتاب دهد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از دادههای پانل استانی مربوط به ۲۸ استان ایران در بازه زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۰ انجام شده است. دادههای مورد استفاده شامل مجموعهای از متغیرهای اقتصادی و اجتماعی در سطح استانهاست؛ از جمله هزینهها و امکانات خانوار، مصرف سرانه برق، گاز و آب، بودجه عمومی سرانه، شاخص آموزش، درآمد خانوار، ارزش افزوده، فقر و شاخصهای نابرابری. هدف اصلی از گردآوری این دادهها، ساخت یک شاخص ترکیبی برای سنجش عدالت اقتصادی با رویکردی چندبعدی بوده است. در گام نخست، متغیرهای جمعآوریشده با روش نرمالسازی Min-Max هممقیاس شدند تا امکان مقایسه میان استانها فراهم شود. در این فرایند، شاخصهای نامطلوب مانند فقر، ضریب جینی، شاخص اتتو-فریکی و سایر شاخصهای نابرابری بهگونهای بازکدگذاری شدند که مقدار بالاتر در نهایت نشاندهنده عدالت بیشتر باشد. این نکته از حیث روششناختی اهمیت دارد؛ زیرا هدف نهایی، ساخت شاخصی است که بتواند در آن، افزایش مقدار شاخص معادل بهبود وضعیت عدالت اقتصادی تلقی شود. دو شاخص اصلی طراحی و محاسبه شده است. شاخص نخست، TR1، یک شاخص مقدماتیتر است که با استفاده از میانگین حسابی چهار متغیر منتخب ساخته شده و شامل توسعه انسانی، رفاه آمارتیا سن، نرخ فقر مطلق و شاخص اتتو-فریکی است. این شاخص بهمثابه یک سنجه اولیه، وضعیت کلی عدالت را در استانها نشان میدهد. شاخص دوم، TR2، شاخصی جامعتر و نظریتر است که بر سه بُعد اصلی عدالت اقتصادی استوار شده است: نخست، بهرهمندی از امکانات عمومی که با متغیرهایی مانند برق، گاز، آب، بودجه عمومی و آموزش سنجیده میشود؛ دوم، میزان بهرهمندی از تولید که با نسبت درآمد خانوار به ارزش افزوده اندازهگیری میگردد؛ و سوم، عدم توازن درآمدی که با شاخصهایی چون جینی، نسبت دهک دهم به دهک اول، اتتو-فریکی و فقر نسبی تبیین میشود. بدینترتیب، TR2 تصویری چندلایه و دقیقتر از عدالت اقتصادی ارائه میدهد. همچنین در این پژوهش تأکید شده است که شاخصهای مذکور در راستای منطق عدالت، بهگونهای طراحی شدهاند که مقادیر بالاتر بیانگر وضعیت بهتر و عادلانهتر باشند. نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد که عدالت اقتصادی در میان استانهای ایران بهصورت یکنواخت توزیع نشده و الگوی آشکاری از شکاف مرکز-پیرامون در کشور وجود دارد. براساس محاسبات شاخص TR1، استانهایی مانند یزد، تهران و اصفهان در رتبههای بالاتر عدالت اقتصادی قرار گرفتهاند؛ درحالیکه استانهایی مانند کردستان، سیستان و بلوچستان و ایلام در رتبههای پایینتر قرار دارند. بهطور مشخص، یزد با امتیاز 78/0، تهران با 75/0 و اصفهان با 72/0 در زمره استانهای پیشرو قرار گرفتهاند، در مقابل، کردستان با 45/0، سیستان و بلوچستان با 42/0 و ایلام با 40/0 در جایگاههای انتهایی دیده میشوند. نتایج شاخص TR2 نیز در مجموع همان الگوی نابرابر را تأیید میکند، با این تفاوت که بهدلیل لحاظ شدن ابعاد بیشتری از عدالت، تفاوت میان استانها با دقت بیشتری نمایان میشود. در این شاخص نیز یزد و تهران در رتبههای بالا قرار دارند؛ درحالیکه سیستان و بلوچستان با امتیاز 38/0 در انتهای جدول جای گرفته است. این امر نشان میدهد که برخی استانها ممکن است در یک بُعد وضعیت بهتری داشته باشند؛ اما در بُعدی دیگر دچار ضعف جدی باشند. برایمثال، خوزستان در برخی مؤلفهها عملکرد مناسبی دارد؛ اما بهدلیل نابرابری درآمدی، در شاخص جامعتر TR2 رتبه پایینتری کسب میکند. همچنین، استانهایی مانند چهارمحال و بختیاری نشانههایی از بهبود و ظرفیت کاهش شکاف را نشان میدهند. بهطورکلی، نتایج حاکی از آن است که نابرابری اقتصادی در سطح استانهای ایران در نبود سیاستهای جبرانی، این شکافها میتوانند بازتولید شوند. ازاینرو، اتکا به شاخصهای تکبعدی برای ارزیابی عدالت، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. بحث و نتیجهگیری: بحث اصلی بر این ایده استوار است که رشد اقتصادی بهتنهایی ضامن عدالت نیست. ممکن است یک استان از نظر تولید یا برخی شاخصهای اقتصادی رشد کند؛ اما اگر این رشد با توزیع متوازن فرصتها، دسترسی برابر به امکانات عمومی و کاهش نابرابریهای درآمدی همراه نباشد، عدالت اقتصادی محقق نخواهد شد. از این منظر، توسعه بدون پیوست عدالت منطقهای میتواند به تعمیق شکافهای موجود بین استانهای برخوردار و محروم بینجامد. شاخصهای سنتی مانند جینی، هرچند در سنجش نابرابری مفیدند؛ اما برای فهم چندبعدی عدالت کافی نیستند. شاخصهای ترکیبی TR1 و TR2 امکان ارزیابی جامعتری را فراهم میکنند و میتوانند مبنای مناسبی برای سیاستگذاری منطقهای باشند. بهویژه TR2، با تلفیق سه بعد اصلی بهرهمندی از امکانات، سهم از تولید و توازن درآمدی، به درک عمیقتری از عدالت اقتصادی در سطح استانی کمک میکند. عدالت اقتصادی باید بهعنوان یک هدف سیاستی مستقل در برنامهریزی منطقهای مورد توجه قرار گیرد. برای تحقق این هدف، پیشنهادهایی همچون تخصیص بودجه بر مبنای شاخص عدالت، ایجاد صندوق توسعه عدالت منطقهای، سرمایهگذاری نامتقارن در زیرساختهای استانهای محروم، تقویت حکمرانی چندسطحی، توسعه اشتغال محلی، و اجرای سیاستهای تأمین اجتماعی و مالیات بر ثروت مطرح شده است. بهدیگرسخن، عدالت اقتصادی در ایران مستلزم آن است که سیاستگذاران از رویکردهای صرفاً رشدمحور عبور کرده و به سمت الگوهای توزیعی و جبرانی حرکت کنند. در جمعبندی نهایی، تلفیق مبانی اقتصاد اسلامی با ابزارهای تحلیلی اقتصاد متعارف، امکان ارائه شاخصی بومی و چندبعدی برای سنجش عدالت اقتصادی را فراهم میکند. این شاخص میتواند نهتنها برای ارزیابی وضعیت موجود، بلکه برای طراحی مداخلات سیاستی در جهت کاهش نابرابریهای منطقهای و تقویت قوام اجتماعی در استانهای ایران مورد استفاده قرار گیرد. تقدیر و تشکر: نگارندگان از مرکز آمار ایران، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و سایر نهادهای آماری که دادههای مورد استفاده در این پژوهش را فراهم کردهاند، صمیمانه قدردانی میکنند. همچنین از اساتید و داوران گرامی که با پیشنهادهای علمی خود در بهبود کیفیت این پژوهش نقش مؤثری داشتهاند، سپاسگزاری میشود. تعارض منافع: نویسندگان اعلام میکنند که هیچگونه تعارض منافع مالی یا غیرمالی در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد. این پژوهش مستقل انجام شده و تمامی مراحل آن بدون تأثیرپذیری از منافع شخصی یا سازمانی صورت گرفته است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| عدالت اقتصادی؛ اقتصاد اسلامی؛ شاخص های عدالت؛ شاخص ترکیبی؛ نابرابری استانی | ||
| مراجع | ||
|
منابع
* نهجالبلاغه (۱۳۷۹). ترجمه محمد دشتی. قم: انتشارات مشرقین.
احمدی حاجیآبادی، سیدروح الله، و حسنیمقدم، رفیع (۱۳۹۹). بررسی کارایی و عدالت در اقتصاد متعارف و اسلامی (با تأکید بر یک اقتصاد مبادلهای مبتنی بر مصرف). اقتصاد اسلامی، ۷۸، ۶۳–۹۴.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۲). گزارش اقتصادی و ترازنامه سال ۱۴۰۱. تهران: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.
دفتر مطالعات اقتصادیِ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی(1401). گزارش تحلیل شاخصهای عدالت اقتصادی در استانهای کشور. تهران: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
علویمهر، حسین (۱۴۰۰). راهکارهای تحقق عدالت اقتصادی حقوق شهروندی در تولید از دیدگاه قرآن. نشریه قرآن و علم، ۱۵(۲۹)، ۷۵–۱۰۴.
عزتی، محمدجواد، عزتی، مرتضی، و مزینی، امیرحسین (۱۴۰۰). تحلیل مؤلفههای عدالت اقتصادی ایران. نشریه سیاستهای راهبردی و کلان، ۳۵، ۶۱۰–۶۳۱.
حیدری، عبدالله بن علی (۱۴۰۲). عدالت اقتصادی از منظر اسلام. ماهنامه پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، (1)4، 114-131.
حیدریخویی، امیر، سیدباقری، سیدکاظم، و رضاپور، حسین (1401). اصول عدالت سیاسی در اندیشه امام خمینی (ره) و جان رالز. پژوهشهای سیاست اسلامی، ۱۰(22)، ۲۵۷–۲۸۱.
خاندوزی، سیداحسان، و افسری، علی (۱۳۹۷). تحلیل الگوی سهمبری عادلانه عوامل تولید با رویکرد اسلامی. اقتصاد اسلامی، (۷۱)، ۳۷–۶۵.
سن، آمارتیا (1404). توسعه یعنی آزادی، ترجمه محمدسعید نوری نائینی. تهران: نشر نی.
شاکری، عباس، مؤمنی، فرشاد، خادمعلیزاده، امیر، و مخزن موسوی، سیدهادی (۱۳۹۸). سنجش شاخص ترکیبی عدالت اقتصادی با رویکردی اسلامی در ایران (۱۳۷۳–۱۳۹۶). جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی، ۱۶(۳۱)، ۹–۴۰.
شاکری، عباس، مؤمنی، فرشاد، خادمعلیزاده، امیر، و مخزن موسوی، سیدهادی (۱۳۹۸). درآمدی بر شاخص ترکیبی عدالت اقتصادی با رویکردی اسلامی. نشریه اقتصاد اسلامی،74، 33–5.
شقاقیشهری، وحید، کریم، محمدحسین، و علیزاده، شیوا (۱۴۰۲). ارزیابی تحقق عدالت اقتصادی در چهارچوب سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی. نشریه سیاستهای راهبردی و کلان، ۴۳، ۵۹۹–۶۲۸.
صدر، سیدمحمدباقر (۱۳۵۷). اقتصاد ما (اقتصادنا)، ترجمه محمدکاظم موسوی. تهران: انتشارات اسلامی.
نقی، علی (۱۴۰۱). اصول عدالت اقتصادی در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی. معارف اسلامی و اقتصاد، (۱۶)، 153-170.
متفکرآزاد، محمدعلی، صادقی، سیدکمال، موسویان، سیدعباس، اسدزاده، احمد، و آقاجانی، حبیب (۱۳۹۸). نقش و کارایی دولت جمهوری اسلامی ایران در تحقق عدالت اقتصادی در سه دهه اخیر (با استفاده از رهیافت TVP). مدیریت بهرهوری، ۴۸، ۲۷۷–۳۰۲.
معلمی، سیدمهدی (۱۴۰۲). دلالتهای مبانی کلامی اسلامی در توجیه نظریه «عدالت اقتصادی». پژوهشنامه کلام، ۱۸، ۱۷۳–۱۹۲.
محمدبیگی، سعید (۱۴۰۲). دین و ثروت: پارامترهای نظام اقتصاد اسلامی در رفع فقر و توزیع و تولید عادلانه ثروت. نشریه معرفت، ۱۰، ۷۱–۸۳.
مرکز آمار ایران (۱۴۰۱). سالنامه آماری کشور سال 1391 تا ۱۴۰۰.
مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۸۴). تفسیر نمونه، جلد ۶. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
مطهری، مرتضی (۱۳۵۸). عدل الهی. تهران: انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی (۱۳۵۸). نظری به نظام اقتصادی اسلام. قم: انتشارات صدرا.
References * Nahj al-Balaghah. (2000). Nahj al-Balaghah (M. Dashti, Trans.). Mashreqein. [In Persian] ʿAlavī Mihr, Ḥ. (2021). “Strategies for Achieving Economic Justice of Citizenship Rights in Production from the Perspective of the Qur’an.” Qur’an and Science, 15(29), 75-104. [In Persian] Atkinson, A. B. (1970). On the measurement of inequality. Journal of Economic Theory, 2(3), 244-263. https://doi.org/10.1016/0022-0531(70)90039-6 Bank Markazi Jomhuri Eslami Iran. (2023). Economic Report and Balance Sheet of the Year 1401. Bank Markazi Jomhuri Eslami Iran. [In Persian] Central Bank of Iran. (n.d.). Official website. Retrieved June 15, 2026, from https://www.cbi.ir Chapra, M. U. (1992). Islam and the Economic Challenge. The Islamic Foundation. Chapra, M. U. (2020). Islam and the Economic Challenge. The Islamic Foundation. Daftar-i Muṭāliʿāt-i Iqtiṣādī-i Markaz-i Pizhūhishhā-yi Majlis-i Shūrā-yi Islāmī. (2022). Analytical Report on Economic Justice Indicators in the Provinces of the Country. Markaz-i Pizhūhishhā-yi Majlis-i Shūrā-yi Islāmī. [In Persian] Ḥājī-Ābādī, S. R., & Ḥasanī-Muqaddam, R. (2020). “Examining Efficiency and Justice in Conventional and Islamic Economics: With Emphasis on a Comparison of Theoretical Foundations.” Islamic Economics and Development, 10(2), 1-28. [In Persian] Ḥaydarī, ʿA. A. (2023). “Economic Justice from the Perspective of Islam.” Monthly Journal of Contemporary Islamic Studies Research, 4(1), 131-114. [In Persian] Ḥaydarī-Khūyī, ʿA., Sayyid-Bāqirī, S. K., & Riḍāpūr, Ḥ. (2022). “Principles of Political Justice in the Thought of Imam Khomeini and John Rawls.” Islamic Political Studies, 10(22), 257-281. [In Persian] Herdegen, M. (2024). Principles of International Economic Law (3rd ed.). Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/law/9780198897835.001.0001 International Monetary Fund. (2021). Regional Disparities, Growth, and Inclusiveness. International Monetary Fund. Khāndūzī, S. ʿA., & Afsarī, ʿA. (2018). “Analysis of the Fair Sharing Model of Production Factors with an Islamic Approach.” Islamic Economics, 71, 37-65. [In Persian] Makārim Shīrāzī, N. (2005). Tafsīr Nimūneh (Vol. 6). Tehran: Dār al-Kutub al-Islāmīyah. [In Persian] Markaz-i Āmār-i Īrān. (2022). Sālnāmah-i Āmārī-i Kishvar: Years 1391 to 1400. Tehran: Markaz-i Āmār-i Īrān. [In Persian] Milanovic, B. (2016). Global Inequality: A New Approach for the Age of Globalization. Harvard University Press. https://doi.org/10.2307/j.ctvjghwk4 Milanovic, B. (2019). Capitalism, Alone: The Future of the System That Rules the World. Harvard University Press. Mishchuk, H., Samoliuk, N., & Bilan, Y. (2019). Measuring social justice in the light of effectiveness of public distributive policy. Administratie si Management Public, 32, 63-76. Muʿallimī, S. M. (2023). “Implications of Islamic Theological Foundations in Justifying the Theory of Economic Justice.” Journal of Kalām Research, 18, 173-192. [In Persian] https://doi.org/10.22034/pke.2023.16321.1773 Muḥammadbaygī, S. (2023). “Religion and Wealth: Parameters of the Islamic Economic System in Poverty Alleviation and Fair Distribution and Production of Wealth.” Maʿrifat, 10, 71-83. [In Persian] https://doi.org/10.22034/marifat.2023.2020734 Mutafakkir-Āzād, M. ʿA., Ṣādiqī, S. K., Mūsaviyān, S. ʿA., Asadzādeh, A., & Āqājānī, Ḥ. (2019). “The Role and Efficiency of the Government of the Islamic Republic of Iran in Achieving Economic Justice over the Past Three Decades: Using the TVP Approach.” Productivity Management, 48, 277-302. [In Persian] Muṭahharī, M. (1979). A Look at the Economic System of Islam. Tehran: Sadra. [In Persian] Muṭahharī, M. (1979). Divine Justice. Tehran: Sadra. [In Persian] Naqī, ʿA. (2022). “Principles of Economic Justice in Conventional and Islamic Economics.” Maʿārif-i Islāmī va Iqtiṣād, 16(1), 153-170. [In Persian] Nussbaum, M. C. (2011). Creating Capabilities: The Human Development Approach. Harvard University Press. https://doi.org/10.4159/harvard.9780674061200 Organisation for Economic Co-operation and Development. (2022). OECD Official Publications and Statistics. OECD Publishing. Osipov, V. S., Yankovskaya, V. V., Novikov, M. M., & Aleksashina, T. V. (2023). Quality of income as the indicator of social justice: Analytical methodology. International Journal for Quality Research, 17(3). https://doi.org/10.24874/IJQR17.03-20 Piketty, T. (2014). Capital in the Twenty-First Century (A. Goldhammer, Trans.). Harvard University Press. Ṣadr, S. M. B. (1978). Our Economics (M. K. Mūsavī, Trans.). Tehran: Intishārāt-i Islāmī. [In Persian] Sen, A. (1999). Development as Freedom. Oxford University Press. Shākirī, ʿA., Muʾminī, F., Khādim-ʿAlīzādeh, A., & Makhzan Mūsavī, S. Ḥ. (2019). “Measuring the Composite Index of Economic Justice with an Islamic Approach in Iran: 1994-2017.” Economic Essays with an Islamic Approach, 16(31), 9-40. [In Persian] Shākirī, ʿA., Muʾminī, F., Khādim-ʿAlīzādeh, A., & Makhzan Mūsavī, S. Ḥ. (2019). “An Introduction to the Composite Index of Economic Justice with an Islamic Approach.” Islamic Economics, 74, 5-33. [In Persian] Shaqāqī Shahrī, V., Karīm, M. Ḥ., & ʿAlīzādeh, S. (2023). “Evaluating the Realization of Economic Justice within the Framework of the General Policies of the Resistive Economy.” Strategic and Macro Policies, 43, 599-628. [In Persian] Sin, Ā. (2025). Development as Freedom (M. S. Nūrī Naʾīnī, Trans.). Tehran: Nashr-i Ney. [In Persian] Stiglitz, J. E. (2012). The Price of Inequality: How Today’s Divided Society Endangers Our Future. W. W. Norton & Company. United Nations Development Programme. (2022). Human Development Report 2021/22: Uncertain Times, Unsettled Lives: Shaping Our Future in a Transforming World. UNDP. World Bank. (2023). World Development Report 2023: Migrants, Refugees, and Societies. World Bank. World Bank. (n.d.). Official website. Retrieved June 15, 2026, from https://www.worldbank.org | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 112 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 55 |
||