| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 328 |
| تعداد مقالات | 2,429 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,191,294 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,309,105 |
دیدگاه آمارتیاسن و نقد و تحلیل غفلتهای چهارگانه از آثار آدام اسمیت | ||
| روش شناسی علوم انسانی | ||
| دوره 32، شماره 126، فروردین 1405، صفحه 41-92 اصل مقاله (796.18 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/mssh.2026.10745.2616 | ||
| نویسندگان | ||
| محبوبه وهابی* 1؛ محمود متوسلی2 | ||
| 1استادیار، دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2استاد، اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: آدام اسمیت بهعنوان بنیانگذار مکتب کلاسیک اقتصادی، با دو اثر اصلی «ثروت ملل» (۱۷۷۶) و «نظریه احساسات اخلاقی» (۱۷۵۹) شناخته میشود. باوجوداین، در تاریخ تفکر اقتصادی، اسمیت عمدتاً با کتاب نخست شناسایی شده و اثر دوم که حاوی آموزههای عمیق فلسفی، روانشناختی، حقوقی و اخلاقی است، بهطور گستردهای مورد غفلت قرار گرفته است. مفاهیمی مانند همدلی و نوعدوستی که میتوانستند پایه و اساس رفتارها و انگیزشهای انسانی قرار گیرند، عملاً در تحلیلهای اقتصادی مرسوم به کار گرفته نشدهاند. در مقابل، مفاهیمی مانند «نفع شخصی» و «حب نفس» به تخریب هویت بشری و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی انجامیدهاند. آمارتیاسن در مقدمهای که بر نسخه کلاسیک «نظریه احساسات اخلاقی» نگاشته است، با طرح چهار مبحث اساسی -عقلانیت، تکثر و چندگانگی انگیزههای بشری، ارتباط نهادها و بازار آزاد، و پیوند مستحکم علم اخلاق و اقتصاد- درصدد است نشان دهد که کلیت سیستماتیک حاکم بر دو اثر اسمیت یکسان است. وی برداشتهای موجود از تضاد میان این دو کتاب را ناشی از کمتوجهی پژوهشگران به بنیانهای فلسفی و اخلاقیِ مطرحشده در احساسات اخلاقی میداند. هدف اصلی این مقاله، نخست، تبیین دیدگاه آمارتیاسن درخصوص غفلتهای چهارگانه از آثار اسمیت و سپس نقد و تحلیل این دیدگاه براساس متن اصلی آثار اسمیت و نیز زمینههای فکری و اجتماعی حاکم بر دوره نگارش آنهاست. مقاله درصدد پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا واقعاً میان دو اثر اسمیت وحدت سیستماتیک برقرار است یا آنکه تضاد میان «انسان همدل» در احساسات اخلاقی و «انسان خودخواه» در ثروت ملل ریشهای عمیقتر در تحول فکری اسمیت یا تفاوت ماهوی در قلمرو این دو اثر دارد. همچنین، مقاله به این مسئله میپردازد که بزرگترین خطای متدولوژیک در مکاتب اقتصادی مختلف از کلاسیک و نئوکلاسیک گرفته تا اتریش، تاریخی، نهادی و مارکسیسم، ناشی از پیشفرضهای ناصحیح درباره ماهیت و سرشت انسانی است. این پژوهش از نوع تحقیقات نظری و تحلیلی-تفسیری است که با رویکردی فلسفی-متدولوژیک به بازخوانی و نقد آرای آدام اسمیت و تفسیر آمارتیاسن از آنها میپردازد. روش گردآوری دادهها مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانهای منابع دست اول و دوم است. منابع دست اول شامل دو کتاب اصلی اسمیت («ثروت ملل» و «نظریه احساسات اخلاقی») و مقدمه آمارتیاسن بر نسخه پنگوئن کتاب اخیر است. منابع دست دوم نیز شامل آثار مفسران برجسته اسمیت مانند گوچمن، باتلر، و نیز نوشتههای اقتصاددانان نهادی چون کامونز و میچل و فیلسوفانی مانند گولت میشود. روش تحلیل در این مقاله، ترکیبی از روش تفسیری-هرمنوتیکی برای فهم مقصود اصلی اسمیت از متن آثارش و روش نقد درونی برای ارزیابی سازگاری یا ناسازگاری آراء مطرحشده در دو کتاب است. همچنین، از روش تحلیل زمینهای[1] برای درک تأثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی انگلستان در قرن هجدهم بر شکلگیری اندیشههای اسمیت استفاده شده است. در بخش نخست مقاله، دیدگاه آمارتیاسن بهصورت نظاممند ذیل چهار محور اصلی (عقلانیت، تکثر انگیزهها، نهادها و بازار، و پیوند اخلاق و اقتصاد) بازخوانی و تلخیص شده است. در بخش دوم، ضمن نقد این دیدگاه، مفاهیم کلیدی «همدلی» و «حب نفس» در نسبت با یکدیگر و نیز نسبت «احساسات اخلاقی» و «ثروت ملل» با توجه به پنج وجه فلسفی، روانشناختی، متدولوژیک، حقوقی و اخلاقی بررسی شدهاند. همچنین، تمایز میان رویکرد «ناظر بیطرف» در اسمیت و رویکرد «قرارداد اجتماعی» در نظریه عدالت جان رالز، بهعنوان یکی از نقاط افتراق اساسی میان اسمیت و فلسفه سیاسی معاصر تحلیل شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که آمارتیاسن با موفقیت نشان داده است که اسمیت هرگز نظریات طرحشده در احساسات اخلاقی را کنار نگذاشته است. شش ویرایش از این کتاب در بازه زمانی ۱۷۵۹ تا ۱۷۹۰ (سال مرگ اسمیت) منتشر شده و ویرایشهای پایانی پس از انتشار ثروت ملل (۱۷۷۶) صورت گرفتهاند. این واقعیت تاریخی تأکید میکند که اسمیت همواره به مبانی اخلاقی، همدلی و ناظر بیطرف بهعنوان چهارچوب نظری تحلیلهای اقتصادی خود پایبند بوده است. درخصوص مفهوم «حب نفس»، مقاله نشان میدهد که اسمیت این مفهوم را صرفاً برای توجیه انگیزه دادوستد در بازار به کار برده است، نه بهعنوان بنیان فراگیر همه کنشهای انسانی. اسمیت در ثروت ملل تصریح میکند که «ما توقع نداریم قصابان، آبجوفروشان یا نانوایان از سر نیکخواهیشان خوراک ما را فراهم آورند، بلکه توجه آنان به نفع شخصی خودشان است». اما در همان حال، او در احساسات اخلاقی نقش «انسانیت، عدل و انصاف و روحیه جمعی» را بهعنوان مفیدترین خصلتها در تعاملات اجتماعی برجسته میکند. نتیجه مهم دیگر آن است که اسمیت نهتنها مدافع بازار آزاد بیقیدوشرط نبوده، بلکه بهصراحت از ضرورت مداخلات «دربردارنده بازار » در قالب خدمات عمومی مانند آموزش رایگان، فقرزدایی و حمایت از کارگران دفاع کرده است. او «دلالها و سفتهبازان»[2] را از نوآوران متمایز میکند و اتکای کامل به بازار غیرتنظیمی را فاجعهبار میخواند. در سطح فلسفه سیاسی، تمایز میان «ناظر بیطرف» اسمیت که دامنهای گشوده و فراملی دارد با رویکرد «قراردادگرای بسته» جان رالز، که محدود به مرزهای یک حکومت است، بهعنوان یکی از نوآوریهای مهم اسمیت شناسایی شده است. این تمایز به اسمیت امکان میدهد تا مسائلی مانند استعمار بریتانیا در هند، قحطیها، و ظلمهای ساختاری را فارغ از محدودیتهای قراردادهای ملی نقد کند. مقاله باوجود پذیرش دفاع آمارتیاسن از وحدت سیستماتیک دو اثر اسمیت، نقدهای جدی بر این دیدگاه وارد میکند. نخست آنکه، اسمیت عمیقاً متأثر از نهضت تجربهگرایی و اندیشه هاتچسون و هیوم بوده و روش استقرایی او توصیف «آنچه هست» را بر تجویز «آنچه باید باشد» مقدم داشته است. ثانیاً، اسمیت در چهارچوب جامعه طبقاتی و استعماری بریتانیای کبیر میاندیشیده و پیشفرضهای او شامل پذیرش سلطه، استعمار و نابرابریهای ساختاری است. او نسخهای برای اعتلای صنعت و تجارت انگلستان پیچید، نه یک نظریه جهانشمول عدالت. نقد اساسیتر آن است که اسمیت باوجود تأکید بر همدلی و ناظر بیطرف، عقل استدلالی را بهعنوان ابزاری در خدمت آموزههای «لذت و درد» بنتامی قرار داد و چنین بنیانهای سستی برای علم اقتصاد مرسوم پایهریزی شد. اخلاق یا همان اصول اولیه نهادینهشده در وجود بشر از ابتدای آفرینش به فراموشی سپرده شد و این بزرگترین خطای متدولوژیک در مکاتب اقتصادی بعدی است. در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که توجه به تفکیک «هست» و «باید» در آثار اسمیت ضروری است: ثروت ملل بیان واقعیات جهان محسوسات و سلطه نظام سرمایهداری است؛ درحالیکه احساسات اخلاقی بیان آرمانهایی است که از فطرت و وجدان بشری برمیخیزد. نادیده گرفتن این دوگانگی و فروکاستن اسمیت به یک نظریهپرداز خودخواهی عقلایی، هم به درک نادرست از آثار او انجامیده و هم به انحطاط ارزشهای اخلاقی در علم اقتصاد مرسوم دامن زده است. بازگشت به خوانش یکپارچه و زمینهمند از اندیشه اسمیت، بهویژه برای کشورهایی با ارزشهای الهی و وجدان بیدار بشری، ضرورتی انکارناپذیر است. [1]. contextual analysis [2]. market‑including | ||
| کلیدواژهها | ||
| آدام اسمیت؛ آمارتیاسن؛ احساسات اخلاقی؛ همدلی؛ نفع شخصی؛ ناظر بیطرف | ||
| مراجع | ||
|
منابع
متوسلی، محمود (1402). سیر تطور مکاتب اقتصادی و الزام شکلگیری مکتبی نوین (مسئلهشناسی و بیان شواهد تجربی). فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی، 16(3)، 4-30.
https://doi.org/10.22059/jed.2023.367439.654285
متوسلی، محمود (1374). توسعه اقتصادی ژاپن با تأکید بر آموزش نیروی انسانی. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی.
متوسلی، محمود، وهابی ابیانه، محبوبه (1401). نهادگرایی: اقتصاد کنش جمعی؛ واقعگرایی اقتصادی مبتنی بر بنیانهای حقوقی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق.
متوسلی، محمود، رستمیان، علی (1401). بازخوانی روشنگرانه منظومه فکری آدام اسمیت با تاکید بر سویههای مغفول ایده های نهادگرایانه او. تهران: انتشارات دانشگاه مفید قم.
همایون کاتوزیان، محمدعلی (1388). آدام اسمیت و ثروت ملل. تهران: انتشارات امیر کبیر.
References Butler, E. (2011). The condensed Wealth of Nations. Claeys, G. (2000). The survival of the fittest and the origins of social Darwinism. Journal of the History of Ideas, 61(2), 223-240. Goulet, D. (1986). Three rationalities in development decision-making. World Development, 14(2), 301-317. https://doi.org/10.1016/0305-750X(86)90061-6 Homāyūn Kātūziyān, M. A. (1388 H.sh./2009). Ādām Smīt wa s̱arvat-i milal [Adam Smith and the wealth of nations]. Tehran: Intishārāt-i Amīr Kabīr. [In Persian] Mill, J. S. (1994). On the definition and method of political economy. The Philosophy of Economics: An Anthology, 2, 52-68. Mitchell, W. C. (1910). The rationality of economic activity. Journal of Political Economy, 18(3), 197-216. Motavasselī, M. (1374 H.sh./1995). Tawsiʿih-ʾi iqtiṣādī-yi Jāpan bā taʾkīd bar āmūzish-i nīrū-yi insānī [Japan's economic development with emphasis on human resource training]. Tehran: Muʾassisih-ʾi Muṭāliʿāt va Pizhūhishhā-yi Bāzargānī. [In Persian] Motavasselī, M. (1402 H.sh./2023). Sīr-i taṭavvur-i makātib-i iqtiṣādī wa ilzām-i shaklgīrī-yi maktabī nuvīn (masʾalihshināsī wa bayān-i shawāhid-i tajribī) [The evolution of economic schools and the necessity of forming a new school: Problematology and presentation of empirical evidence]. Faṣlnāmih-ʾi ʿIlmī Pizhūhishī-yi Tawsiʿih-ʾi Kārāfarīnī, 16(3), 4-30. https://doi.org/10.22059/jed.2023.367439.654285 [In Persian] Motavasselī, M., & Rustamiyān, ʿA. (1401 H.sh./2022). Bāzkhwānī-yi rawshangarānah-ʹi mansūmah-ʹi fikrī-yi Ādām Smīt bā taʾkīd bar sūyihā-yi maghfūl-i īdihā-yi nihādgarāyānah-ʹi ū [An enlightening re-reading of Adam Smith's intellectual system with emphasis on the neglected aspects of his institutionalist ideas]. Qom: Intishārāt-i Dānishgāh-i Mufīd. [In Persian] Motavasselī, M., & Vahabī Ābyāneh, M. (1401 H.sh./2022). Nihādgarāyī: Iqtiṣād-i kunsh-i jamʿī; wāqʿītgarāyī-yi iqtiṣādī mubtanī bar bunyānhā-yi ḥuqūqī [Institutionalism: Economics of collective action; economic realism based on legal foundations]. Tehran: Intishārāt-i Dānishgāh-i Imām Ṣādiq. [In Persian] North, D. C. (1994). Economic performance through time. The American Economic Review, 84(3), 359-368. North, D. C. (2012). Understanding the process of economic change. In Worlds of Capitalism (pp. 107-120). Routledge. Smith, A. (2010). The theory of moral sentiments. Penguin. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1 |
||