| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 333 |
| تعداد مقالات | 2,460 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,609,400 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,576,296 |
تحلیل مسیر پیشبینی نگرش به ازدواج براساس میزان درآمد و تحصیلات با اثر تعدیلکنندگی مناسک دینی | ||
| اسلام و روانشناسی خانواده | ||
| دوره 2، شماره 4، تیر 1405، صفحه 7-46 اصل مقاله (772.75 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/ipf.2026.11633.1043 | ||
| نویسندگان | ||
| احسان امینی1؛ علیرضا فاضلی مهرابادی* 2 | ||
| 1دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد قم، قم، ایران. | ||
| 2استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده تربیتی و روانشناسی، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسنده مسئول). | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: ازدواج یکی از بنیادیترین نهادهای اجتماعی است که نقشی اساسی در ساماندهی حیات فردی و جمعی ایفا میکند و نگرش افراد نسبت به آن از مهمترین تعیینکنندههای نیّت و تصمیم برای تشکیل خانواده به شمار میرود. از دیدگاه نظریه رفتار برنامهریزیشده، نگرش یکی از مؤلفههای اصلی شکلدهنده نیّت رفتاری است و میتواند احتمال بروز رفتارهایی همچون انتخاب همسر و ورود به زندگی زناشویی را تحتتأثیر قرار دهد؛ با این حال، نظریه مبادله اجتماعی تأکید میکند که افراد ازدواج را در قالب فرایندی مبتنی بر ارزیابی هزینهها و فایدهها درک و تجربه کرده، و عوامل اقتصادی و اجتماعی (بهویژه درآمد و تحصیلات) میتوانند این ارزیابی را جهتدهی کنند. در جامعهای مانند ایران که دین و ارزشهای مذهبی جایگاه برجستهای در نظام معنایی و هنجاری دارند، مناسک دینی یکی از ابعاد مهم دینداری است که میتواند در تبیین تفاوتهای نگرش به ازدواج نقشآفرینی کند. پایبندی به مناسک دینی ضمن تقویت هنجارهای موافق ازدواج، ممکن است به تقلیل نگرشهای بدبینانه و تقویت نگرشهای مثبت نسبت به آن بینجامد؛ با این حال، میزان نقشآفرینی همزمان عوامل ساختاری مانند درآمد و تحصیلات در کنار سرمایه دینی در نگرش به ازدواج، بهطور تجربی کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی نگرش به ازدواج براساس میزان درآمد و سطح تحصیلات با در نظر گرفتن نقش تعدیلکنندگی مناسک دینی و در چارچوب رویکرد تحلیل مسیر در میان بزرگسالان ساکن شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفیـ همبستگی با طرح پیمایش مقطعی است. جامعه آماری شامل بزرگسالان ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود. با توجه به محدودیتهای زمانی و دسترسی از روش نمونهگیری در دسترس برای انتخاب شرکتکنندگان استفاده شد که درنهایت ۲۷۳ نفر در پژوهش مشارکت کردند. معیارهای ورود شامل سن بزرگسالی، داشتن تجربه یا امکان بالقوه تصمیمگیری درباره ازدواج و تمایل آگاهانه به شرکت در مطالعه بود. برای گردآوری دادهها از سه نوع ابزار استفاده شد؛ نخست، پرسشنامه نگرش به ازدواج که ابعاد مختلف نگرش از جمله نگرش خوشبینانه و بدبینانه نسبت به ازدواج را میسنجد؛ دوم، سیاهه دینداری گلاک و استارک با تأکید بر بعد مناسکی که میزان پایبندی افراد به مناسک و اعمال دینی را ارزیابی میکند و سوم، فرم مشخصات جمعیتشناختی که اطلاعاتی مانند سن، جنس، میزان تحصیلات و سطح درآمد را ثبت میکند. تکمیل پرسشنامهها به صورت خودگزارشی و پس از ارائه توضیح کافی درباره اهداف پژوهش و تضمین محرمانگی اطلاعات انجام شد. دادههای گردآوریشده پس از بررسی اولیه و پاکسازی در چند مرحله تحلیل شدند؛ در گام نخست، آمار توصیفی برای توصیف ویژگیهای نمونه و متغیرهای اصلی محاسبه شد. سپس برای بررسی روابط دو متغیره بین درآمد، تحصیلات، مناسک دینی و ابعاد نگرش به ازدواج از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد؛ در گام بعد، رگرسیون سلسلهمراتبی برای آزمون قدرت پیشبینی درآمد و تحصیلات و همچنین مناسک دینی و اثرهای تعاملی آنها به کار رفت و درنهایت برای آزمون الگوی کلی روابط و برآورد اثرهای مستقیم و غیرمستقیم در چارچوبی منسجم از تحلیل مسیر در بستر مدلیابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. کلیه تحلیلها با سطح معناداری ۰۵/۰ انجام پذیرفت. یافتهها: نتایج آمار توصیفی نشان دادند که شرکتکنندگان از نظر سطح تحصیلات و میزان درآمد تنوع نسبی دارند و سطوح متفاوتی از پایبندی به مناسک دینی را گزارش کردند. تحلیل همبستگی پیرسون گویای آن بود که مناسک دینی با نگرش کلی به ازدواج رابطه معنادار دارد؛ به گونهای که با افزایش پایبندی مناسکی، نگرش خوشبینانه نسبت به ازدواج تقویت و نگرش بدبینانه تضعیف میشود. درمقابل، بین میزان درآمد و اغلب ابعاد نگرش به ازدواج رابطه معناداری مشاهده نشد و ضریب همبستگی درآمد با شاخصهای نگرش در حد غیرمعنادار باقی ماند. نتایج رگرسیون سلسلهمراتبی نشان داد که با کنترل اثر متغیرهای جمعیتشناختی، مناسک دینی به عنوان قویترین پیشبین نگرش به ازدواج ظاهر میشود و سهم قابل توجهی از واریانس نگرش خوشبینانه و بدبینانه را تبیین میکند؛ با این حال، تحصیلات صرفاً توانست کاهش نگرش بدبینانه نسبت به ازدواج را پیشبینی کند و در تبیین سایر ابعاد نگرش نقش محدودی داشت. درآمد در مدلهای رگرسیونی سهم تبیینی معناداری نشان نداد و در بسیاری از موارد از مدل نهایی کنار گذاشته شد. براساس تحلیل مسیر در چارچوب مدلیابی معادلات ساختاری، آثار مستقیم مناسک دینی بر نگرش به ازدواج معنادار و مثبت برای نگرش خوشبینانه و منفی برای نگرش بدبینانه تأیید شد؛ درمقابل، مسیرهای مستقیم از درآمد به متغیرهای نگرش عمدتاً غیرمعنادار بودند. تحصیلات نیز ارتباطی معنادار با کاهش نگرش بدبینانه داشت، اما به عنوان پیش بین نگرش خوشبینانه کمتر برجسته شد. آزمون اثرهای تعاملی مناسک دینی × درآمد و مناسک دینی × تحصیلات نشان داد که مناسک دینی نقش تعدیلکنندگی معناداری در روابط میان شاخصهای اقتصادی-اجتماعی و نگرش به ازدواج ایفا نمیکند و اثرهای تعاملی از نظر آماری در سطح ۰۵/۰ معنادار نبودند. نتیجهگیری: برایند یافتههای پژوهش نشان میدهد که در بافت فرهنگی ـ دینی ایران، سرمایه دینی و به طور خاص پایبندی به مناسک دینی، نسبت به شاخصهای اقتصادی ـ اجتماعی مانند درآمد و تحصیلات، نقش برجستهتری در تبیین نگرش به ازدواج ایفا میکند. مناسک دینی با تقویت نگرشهای خوشبینانه و کاهش نگرشهای بدبینانه میتواند زمینه روانی ـ ارزشی مساعدتری برای تمایل به ازدواج فراهم آورد؛ درحالیکه درآمد و تحصیلات تنها تا حدودی و بهویژه در کاهش نگرش بدبینانه نقش دارند. عدم معناداری اثرهای تعاملی نشان میدهد که مناسک دینی بیشتر به عنوان یک عامل مستقل، نه تعدیلکننده، در شکلدهی نگرش به ازدواج عمل میکند. بر این اساس پیشنهاد میشود سیاست گذاریها و مداخلات حوزه جوانان و خانواده، ضمن توجه به بهبود شرایط اقتصادی و ارتقای سطح تحصیلات بر تقویت دینداری مناسکی و توسعه برنامههای آموزش سواد ازدواج با حساسیت فرهنگی متمرکز شوند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| واژگان کلیدی: نگرش به ازدواج؛ مناسک دینی؛ دینداری؛ درآمد؛ تحصیلات؛ تحلیل مسیر؛ مدلیابی معادلات ساختاری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 386 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 18 |
||