| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 329 |
| تعداد مقالات | 2,436 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,229,951 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,330,238 |
«پیشفرض»های جامعهشناسی دین: موضوع، رویکرد، میدان | ||
| فصلنامه علمی - پژوهشی اسلام و علوم اجتماعی | ||
| دوره 17، شماره 35، تیر 1404، صفحه 87-125 اصل مقاله (693.03 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/soci.2026.11657.2142 | ||
| نویسنده | ||
| علیرضا شجاعیزند* | ||
| دانشیار، جامعهشناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: غایت علم، مداخله است و لازمۀ آن کسب شناختِ صائب از واقعیتی که قرار است در آن مداخله شود. ایستادن مقاله بر «موضوع» و «رویکرد» و «میدان»، تلاشی بوده برای هرچه نزدیکتر ساختنِ جامعهشناسی دینِ موجود به اسلام و به ایران؛ با این امعان که نمیتوان آن را جز از مسیر بازنگری در «پیشفرض»های صورتبخشِ آنها بهدست آورد. در وارسی از پیشفرضهایِ موضوعشناختیِ دین، به «دلالتیبودن»، «تعینداشتن» و «ایدئولوژیکبودنِ» آن رسیدیم. تأمل در نظریات رایجِ جامعهشناسی دین نیز نشان داد که غالباً دچار عارضۀ «تحویلی» هستند و به میدانهایی تعمیم داده میشوند که متمایز از زمینههای پیدایی و بهکارگیریِ خود بودهاند و لاجرم شرایط متفاوت آنها مثل «فاعلیت» و «مکانِ» مناسب و مقتضیِ دین در جامعه را نادیده میگیرند و با مسائل خاص آن، بهویژه در موقعیتهایی که در «پیوند با قدرت» قرار گرفتهاند، برخوردی سویافته و آسیبشناسانه دارند. تمرکز بر پیشفرضها در این مقاله بهدلیل اثرات بسیار تعیینکنندهای است که بر موضوعشناسی و بر رویکردهای نظری آن دارند و قادرند بخشی از کمکاریهای دامنگیرِ جامعهشناسی و زیرشاخههای آن در ایران را جبران کنند و موجب تقویت بنیانهای متافیزیکی آن شوند. مقاله از حیث موضوع در عِداد کارهایی است که به نقد و بازنگری در جامعهشناسی یا در شاخۀ خاصی از جامعهشناسی میپردازند؛ با این توضیح که «نقد جامعهشناسی» بهجز «نقد جامعهشناختی» است و همان هم انواع دارد؛ از نقدهای درونیترِ آن گرفته تا نقدهای کاملاً بیرونی. نقد جامعهشناسی را براساساین میشود در دو دستۀ کلی از هم تفکیک کرد: نخست، نقد و اصلاحاتی که علیه تلاشهای مفهومی و نظریِ جامعهشناسانِ همعصر یا سلفِ خود انجام میدهند و دوم، نقدهایی که جامعهشناس و غیر او، به خودِ جامعهشناسی بهمثابه شاخهای از دانشْ وارد کرده و خواهان اِعمال برخی ملاحظات و تغییرات در برخی از مبانی و ارکان آن میشود. این دسته که از تنوع به مراتب بیشتری هم برخوردار است، گاه به فراتر از این میرود و مستعد آن است که به ادبیات آستانهایِ علم تبدیل شود و آن را در مسیر تغییرات جدیتری قرار دهد. نقدهای آستانهای و بیرونی، از آن قبیل نقدهاییاند که با مبانی و منطقی بهجز جامعهشناسی افاده میشوند؛ حتی اگر خودِ ناقد بدان واقف نباشد یا ابراز نکرده باشد. موضوع این قبیل نقدها هم، نه موضوع و مسائل جامعهشناسی؛ بلکه خودِ جامعهشناسی است و متمرکز بر «پیشفرضهای موضوعشناختی» و «بنیانهای نظریِ» آن است. جامعهشناسی دین، حسب اقتضا و دستور کارِ علم، دین را نظیر دیگر موضوعاتِ خودْ یافته و بهمثابه یک «پدیدۀ اجتماعی» دیده است؛ در عین حال انتظار است که به ویژگیهای متمایز و منحصربهفرد آن نیز توجه داشته باشد. سه ویژگی کلیدی دین که تأثیرات شایانی بر موضوعشناسی و نظریات آن دارد و ممکن است مسیر مطالعاتی آن را تغییر دهد، به این شرح است: دلالتیبودن دین یک پدیدۀ فیزیکی یا رفتاریِ صِرف نیست؛ بلکه حامل فحوا و ناقل معناست و در زمرۀ پدیدههای اجتماعیِ دلالتی. پدیدههای دلالتی در پنج سطح از هم قابل تفکیکاند: ۱. پدیدههای غیردلالتی که در شرایطی خاص ممکن است، ناقل معنا شوند. نظیر آثار و اشیایی که در حفریات باستانشناسی بهدست میآیند ۲. علائم و نمادهای قراردادی در یک جامعه. ۳. پدیدههای آوایی و زبان شفاهی. ۴. پدیدههای فحواییِ مکتوب. ۵. پدیدههای فحواییِ منصوص و انشایی. متون دینی، صَرفِنظر از منشأ و اعتبار آن و ایدئولوژیهای دارای مانیفست، از این دستهاند. قرار گرفتن دین در سطح پنجمِ دلالت، به این معناست که یک پدیدۀ «قصدمند» است و تقلیل آن به کارکردها و تجلیات اجتماعیْ بدون در نظر گرفتنِ فحوای منصوص آن، منجر به فهم ناقص و نادرست از آن میشود. ذاتانگاری و تعینداشتن دین بهدلیل دلالتیبودن، دارای یک ذات معیَّن و متعیَّن است و نسبت به تغییرات خودسرانه حساس است. این ویژگی باعث میشود که دین برخلاف برخی پدیدههای سیال و برساختی، واجد پایداری و ثبات آموزهای باشد. نادیده گرفتن این تعین، جامعهشناس را در تحلیل فرایندهای اجتماعی دین دچار خطا میکند. ایدئولوژیکبودن دین، مجموعهای از باورهای شخصی برای استفادههای فردی نیست؛ بلکه فراتر از آن، برنامهای است برای زیست جمعی و در صورت لزوم، ورود و مداخله در مناسبات قدرت. این خصلت به دین، ماهیت ایدئولوژیک میبخشد و آن را به عاملی فعال و تأثیرگذار در عرصۀ عمومی بدل میکند. تحویلگرایی مقاله در بخش دوم، به نقد رویکرد و نظریات غالب در جامعهشناسی دین پرداخته است. بخش بزرگی از ادبیات نظریِ کلاسیک و حتی معاصر در جامعهشناسی دین، دچار عارضۀ «تحویلی» است؛ به این معنا که دین را به پدیدههای غیردینی که منطق و مقتضیات سادهتری دارند، تحویل میبرد و به یک معنا، فرو میکاهد. فاعلیت در میدان رویکرد و راهبرد تحویلی در مطالعات دین باعث شده فاعلیت دین که اثرات تعیینکنندهای بر میدان دارد، نادیده گرفته شود و بخشی از واقعیت آن پنهان ماند. این نقیصه وقتی رخ میدهد که دین صرفاً بهمثابه یک واکنش و پیامد منفعلانه در مناسبات اجتماعی دیده شود و اثرات تعینبخش آن، اعم از مستقیم یا غیرمستقیم، نادیده گرفته شود. نقد به نادیدهانگاریِ فاعلیت دین، در باب همۀ ادیان، صادق است و اختصاص به اسلام، که واجد فاعلیتی افزونتر از دیگر ادیان است، ندارد. تأکید مقاله بر دیدن و رعایت کردن این نکات و ملاحظات، بیش از جانبداری از دین، برای تقویت وفاداری هرچه بیشتر به واقعیتِ است، آنگونهکه هست. تابوشکنی از قدرت تأکید مقاله بر ملاحظۀ «فاعلیت»، مبتنی بر اقتضای عمومی و مشترک ادیان است که بر اثر غلبۀ رویکردهای تحویلی در مطالعات جامعهشناختی دین، مغفول مانده است. تابوشکنی از قدرت اما واقعیت مغفولماندۀ دیگری است که تنها دربارۀ برخی از ادیان و بهویژه در باب اسلامْ صادق است. تغافل جامعهشناسان از آن نیز ریشه در آموزه و تجربۀ تاریخی مسیحیت غربی دارد و تأثیراتی که سنت غالب جامعهشناسی از آن پذیرفته است. تابوسازی از قدرت که ریشههای دیگری نیز دارد، باعث شده تا هر نسبت و پیوند میان دین و قدرت را بهمثابه یک پدیدۀ منفی و آسیبزا ببینند و با چنین پیشداوریهایی به تحلیل و تبیین آن بپردازند. این تابو اما در آموزه و تجربۀ تاریخی اسلام هیچگاه موضوعیت نداشته و در ادوار اخیر نیز بهنحو آشکارتری شکسته شده است. ظهور دولتهای دینی و جنبشهای سیاسی مذهبی، واقعیتی است که نمیتوان آن را با ابزارهای نظریِ برآمده از تجربۀ سکولاریستی غربی تحلیل کرد. مقاله مدعی است که صاحبان قدرت در غرب و برخی عالمان علوم اجتماعی، با استفاده از سیاست «تابوسازی قدرت»، سعی در خارج کردن این ابزار از دستِ دینداران و از فرایند اقامۀ دین داشتهاند. انتظاری که از جامعهشناسی دین در ایران میرود، اعتنای بیش از پیش به میدانِ نزدیک و مورد مطالعۀ خویش است و وفاداری تا حد ممکن، به واقعیتهای جاری در آن. این کار بیش از هرچیز نیازمند برخی تجدیدنظرها و خلاقیتهای مفهومی است و وارد کردن ملاحظاتی که آن را قادر به تبیین وضعیتهای جدیدی کند که دین در آن، نه منفعل است و نه در حاشیه؛ بلکه در متنِ جامعه و در پیوند با قدرت قرار دارد. مقاله در پایان به عهد و پایبندی خویش به جامعهشناسی ابرام مینماید و تصریح میکند که جامعهشناسی، در عین شمولیت، دانشی ذاتاً بومی است؛ زیرا از تأمل در واقعیتهای پیرامونی برمیخیزد. عبور از مرحلۀ «جامعهشناسیخوانی» و «جامعهشناسیدانی» به مرحلۀ «جامعهشناسی کردن»، نیازمند شجاعت در نقد پیشفرضهای کلاسیک است و توجه به ممیزات تاریخی و الهیاتی میدانِ ایران. این بازنگری نهتنها اعتبار علم را کاهش نمیدهد، بلکه با تحصیل «عینیت جامعهشناختی»، آن را به واقعیت نزدیکتر کرده و توان مداخلهگری آن را نیز بهبود میبخشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| دلالتیبودن دین؛ ذاتانگاری دین؛ ایدئولوژیکبودن دین؛ تحویلگرایی؛ مکان دین | ||
| مراجع | ||
|
منابع
برگر، پیتر ال. (۱۳۸۰). موج تازۀ سکولارزدایی از جهان: دورنمای جهانی؛ در: افول سکولاریزم، ترجمه: افشار امیری. تهران: پنگان.
برگر، پیتر ال. (13۹۷الف). سایبان مقدس: عناصر نظریۀ جامعهشناختی دین، ترجمه: ابوالفضل مرشدی. تهران: ثالث.
برگر، پیتر ال. (13۹۷ب). شایعۀ فرشتگان: جامعۀ مدرن و کشف دوبارۀ فراطبیعت، ترجمه: ابوالفضل مرشدی و آسیۀ حاجیغلامی. تهران: ثالث.
برگر، پیتر ال و توماس لوکمان. (1375). ساخت اجتماعی واقعیت، ترجمه: فریبرز مجیدی. تهران: علمی و فرهنگی.
برگر، پیتر ال. و دیگران. (1380). افول سکولاریزم، ترجمه: افشار امیری. تهران: پنگان.
ترنر، برایان. (۱۳۷۹). ماکس وبر و اسلام، ترجمه: سعید وصالی. تهران: مرکز.
تریگ، راجر. (1384). فهم علم اجتماعی، ترجمه: شهناز مسمیپرست. تهران: نشرنی.
توکویل، الکسی دو. (1393). تحلیل دموکراسی در امریکا، ترجمه: رحمتالله مقدممراغهای. تهران: نشر علمی و فرهنگی.
دورکیم، امیل. (1383). صور بنیانی حیات دینی، ترجمه: باقر پرهام. تهران: نشر مرکز.
زاکرمن، فیل. (1384). درآمدی بر جامعهشناسی دین، ترجمه: خشایار دیهیمی. تهران: لوح فکر.
سروش، عبدالکریم. (1372). فربهتر از ایدئولوژی. تهران: مؤسسۀ فرهنگی صراط.
شجاعیزند، علیرضا. (۱۳۷۹). جامعهشناسی اسلام در کار وبر و ترنر. ماهنامۀ کتاب ماه علوم اجتماعی. دیوبهمن، ش 40-39، ۱۱-۱۵. https://ensani.ir/fa/article/135225/
شجاعیزند، علیرضا. (1381). عرفیشدن در تجربۀ مسیحی و اسلامی. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
شجاعیزند، علیرضا. (1387). گشایشهای نظری در مطالعات جامعهشناختی دین. فصلنامۀ علوم اجتماعی. بهار، ش 40، ۱-۲۶. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351162.1387.15.40.1.7
شجاعیزند، علیرضا. (1388). جامعهشناسی دین. جلد ۱. تهران: نشر نی.
شجاعیزند، علیرضا. (1392). ذاتانگاری دین. دوفصلنامۀ جستارهایی در فلسفۀ دین. 2(3)، ۸۱-۱۱۱. http://www.ensani.ir/fa/content/331003/
شجاعیزند، علیرضا. (1394). دین در زمانه و زمینۀ مدرن. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
شجاعیزند، علیرضا. (1398الف). تحویلگرایی در مطالعات جامعهشناختی دین. فصلنامۀ قبسات، 24(91). ۵۹-۹۶. https://qabasat.iict.ac.ir/article_35659_172d5659a59a39f72403e87f5b0d9644.pdf
شجاعیزند، علیرضا. (1398ب). از دینسازیهای عقل تا دینیسازی علم. فصلنامه راهبرد فرهنگ، 12(2). ۷-۴۰. https://doi.org/10.22034/jsfc.2019.100932
شجاعیزند، علیرضا. (۱۴۰۲). ریشههای دینی و تاریخی تابوسازی قدرت. فصلنامۀ راهبرد فرهنگ. 16(۶۳) ۷-۳۸. https://doi.org/10.22034/jsfc.2023.401809.2522
صدری، احمد. (۱۳۷۸). بررسی جامعهشناختی نقش دین در جامعۀ مدنی. https://www.islahweb.org/topic/thought http://www.islahweb.org/node/1987
صدری، احمد. (۱۴۰۱). مکان دین در آیندۀ ایران سکولار و مردمسالار؛ https://www.zeitoons.com/67847
کیوپیت، دان. (۱۳۷۶). دریای ایمان، ترجمه: حسن کامشاد. تهران: طرحنو.
همیلتون، ملکلم. (۱۳۷۷). جامعهشناسی دین، ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: تبیان.
مارتین، دِیوید. جان اُرم میلز، ویلیام اس. اف. پیکرینگ (ویراستار) (۱۳۹۴). جامعهشناسی و الهیات، ترجمه: علی مرشدیزاد). تهران: ترجمان.
مارکس، کارل. (1381). دربارۀ مسئلۀ یهود؛ گامی در نقد فلسفۀ حق هگل، ترجمه: مرتضی محیط. تهران: اختران.
واخ، یوآخیم. (1380). جامعهشناسی دین، ترجمه: جمشید آزادگان. تهران: سمت.
ویلم، ژان پل. (1377). جامعهشناسی ادیان، ترجمه: عبدالکریم گواهی. تهران: تبیان.
وینچ، پیتر. (1372). ایدۀ علم اجتماعی و پیوند آن با فلسفه، ترجمه: زیر نظر سمت. تهران: سمت.
References Beckford, J. A. (2000). Start together and finish together: Shifts in the premises and paradigms underlying the scientific study of religion. Journal for the Scientific Study of Religion, 39(4), 480-495. http://www.jstor.org/stable/1388081 Bell, D. (1960). The end of ideology: On the exhaustion of political ideas in the fifties. Glencoe, IL: Free Press. Berger, P. L. (1380 H.sh./2001). Mawj-i tāzih-ʾi sikūlārzidāyī az jahān: Dūrnamā-yi jahānī [The wave of de-secularization from the world: A global perspective] (A. Amīrī, Trans.). In P. L. Berger et al., Ufūl-i sikūlārizm [The decline of secularism] (A. Amīrī, Trans.). Tehran: Pangān. [In Persian] Berger, P. L. (1397a H.sh./2018a). Sāyibān-i muqaddas: ʿAnāṣir-i naẓariyyih-ʾi jāmiʿahshinākhtī-yi dīn [The sacred canopy: Elements of a sociological theory of religion] (A. Murshidī, Trans.). Tehran: S̱ālis̱. [In Persian] Berger, P. L. (1397b H.sh./2018b). Shāyiʿih-ʾi firishtigān: Jāmiʿih-ʾi mudirn wa kashf-i dubārih-ʾi farāṭabīʿat [A rumor of angels: Modern society and the rediscovery of the supernatural] (A. Murshidī & A. Ḥājīghulāmī, Trans.). Tehran: S̱ālis̱. [In Persian] Berger, P. L. (Ed.). (1999). The de-secularization of the world: Resurgent religion and world politics. Washington, D.C.: Ethics and Public Policy Center. Berger, P. L., & Luckmann, T. (1375 H.sh./1996). Sākht-i ijtimāʿī-yi wāqiʿiyyat [The social construction of reality] (F. Majīdī, Trans.). Tehran: ʿIlmī wa Farhangī. [In Persian] Berger, P. L., et al. (1380 H.sh./2001). Ufūl-i sikūlārizm [The decline of secularism] (A. Amīrī, Trans.). Tehran: Pangān. [In Persian] Cupitt, D. (1376 H.sh./1997). Daryā-yi īmān [The sea of faith] (H. Kāmshād, Trans.). Tehran: Ṭarḥ-i Nū. [In Persian] Davie, G. (2007). The sociology of religion: A critical agenda. Sage Publications. Dobbelaere, K. (1999). Towards an integrated perspective of the processes related to the descriptive concept of secularization. Social Compass, 60(3), 229-247. doi: 10.2307/3711935 Durkheim, É. (1383 H.sh./2004). Ṣuwar-i bunyānī-yi ḥayāt-i dīnī [The elementary forms of religious life] (B. Parhām, Trans.). Tehran: Nashr-i Markaz. [In Persian] Durkheim, É. (1912). The elementary forms of religious life. George Allen & Unwin. Fayyāḍ, I., & Raḥmānī, J. (1386 H.sh./2007). Manāsik-i ʿazādārī wa wijdān-i jamʿī dar tashayyuʿ-ʾi Īrānī [Mourning rituals and collective conscience in Iranian Shiism]. Dīn wa Irtibāṭāt, 14(32), 101-119. doi: 10.30497/rc.2008.1382 [In Persian] Gellner, E. (1371 H.sh./1992). Pisāmudirnizm, ʿaql wa dīn [Postmodernism, reason and religion]. [Translator not specified]. [In Persian] Glasner, P. E. (1977). The sociology of secularization. London: Routledge & Kegan Paul. Hamilton, M. (1377 H.sh./1998). Jāmiʿahshināsī-yi dīn [The sociology of religion] (M. S̱÷alās̱ī, Trans.). Tehran: Tabyān. [In Persian] Hargrove, B. (1979/1989). The sociology of religion: Classical and contemporary approaches. U.S.A.: Harlan Davidson. Huntington, S. P. (1993). The clash of civilizations? Foreign Affairs, 72(3), 22-49. Hyman, G. (2004). The study of religion and the return of theology. Journal of the American Academy of Religion, 72(1), 195-219. https://www.jstor.org/stable/40005883 Lambert, Y. (1999). Religion in modernity as a new axial age: Secularization or new religious forms. Sociology of Religion, 60(3), 303-333. doi: 10.2307/3711939 Martin, D., Mills, J. O., & Pickering, W. S. F. (Eds.). (1394 H.sh./2015). Jāmiʿahshināsī wa īlāhiyyāt [Sociology and theology] (A. Murshidīzād, Trans.). Tehran: Tarjumān. [In Persian] Marx, K. (1381 H.sh./2002). Darbārih-ʾi masʾalih-ʾi Yahūd; gāmī dar naqd-i falsafih-ʾi ḥaqq-i Higil [On the Jewish question; a step in the critique of Hegel's philosophy of right] (M. Muḥīṭ, Trans.). Tehran: Akhtarān. [In Persian] Parsons, T. (1951). The social system. Free Press. Robertson, R. (Ed.). (1969). Sociology of religion. England: Penguin. Ṣadrī, A. (1378 H.sh./1999). Barrasī-yi jāmiʿahshinākhtī-yi naqsh-i dīn dar jāmiʿih-ʾi madanī [A sociological study of the role of religion in civil society]. Retrieved from https://www.islahweb.org/topic/thought and http://www.islahweb.org/node/1987 [In Persian] Ṣadrī, A. (1401 H.sh./2022). Makān-i dīn dar āyandih-ʾi Īrān-i sikūlār wa mardumsālār [The place of religion in the future of secular and democratic Iran]. Retrieved from https://www.zeitoons.com/67847 [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1379 H.sh./2000). Jāmiʿahshināsī-yi Islām dar kār-i Weber wa Turner [Sociology of Islam in the work of Weber and Turner]. Kitāb-i Māh-i ʿUlūm-i Ijtimāʿī, (39-40), 11-15. Retrieved from https://ensani.ir/fa/article/135225/ [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1381 H.sh./2002). ʿUrfīshudan dar tajribih-ʾi Masīḥī wa Islāmī [Secularization in Christian and Islamic experience]. Tehran: Markaz-i Bāzshināsī-yi Islām wa Īrān. [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1387 H.sh./2008). Gushāyishhā-yi naẓarī dar muṭāliʿāt-i jāmiʿahshinākhtī-yi dīn [Theoretical openings in sociological studies of religion]. Faṣlnāmih-ʾi ʿUlūm-i Ijtimāʿī, (40), 1-26. doi: 20.1001.1.17351162.1387.15.40.1.7 [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1388 H.sh./2009). Jāmiʿahshināsī-yi dīn [Sociology of religion] (Vol. 1). Tehran: Nashr-i Ney. [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1392 H.sh./2013). Zātʾangārī-yi dīn [Essentialism of religion]. Dūfaṣlnāmih-ʾi Justārhā-yī dar Falsafih-ʾi Dīn, 2(3), 81-111. Retrieved from http://www.ensani.ir/fa/content/331003/ [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1394 H.sh./2015). Dīn dar zamānih wa zamīnih-ʾi mudirn [Religion in modern time and context]. Tehran: Pizhūhishgāh-i ʿUlūm-i Insānī wa Muṭāliʿāt-i Farhangī. [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1398a H.sh./2019a). Taḥwīlgarāyī dar muṭāliʿāt-i jāmiʿahshinākhtī-yi dīn [Reductionism in sociological studies of religion]. Qabaṣāt, 24(91), 59-96. Retrieved from https://qabasat.iict.ac.ir/article_35659_172d5659a59a39f72403e87f5b0d9644.pdf [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1398b H.sh./2019b). Az dīnsāzīhā-yi ʿaql tā dīnīsāzī-yi ʿilm [From rationality's religion-making to science's religification]. Rāhburd-i Farhang, 12(2), 7-40. doi: 10.22034/jsfc.2019.100932 [In Persian] Shojāʿīzand, ʿA. R. (1402 H.sh./2023). Rīshihhā-yi dīnī wa tārīkhī-yi tābūsāzī-yi qudrat [Religious and historical roots of power taboo-making]. Rāhburd-i Farhang, 16(63), 7-38. doi: 10.22034/jsfc.2023.401809.2522 [In Persian] Soroush, A. (1372 H.sh./1993). Farbih tar az īdiyūlūzhī [Fatter than ideology]. Tehran: Muʾassisih-ʾi Farhangī-yi Ṣirāṭ. [In Persian] Tocqueville, A. de. (1393 H.sh./2014). Taḥlīl-i dimukrāsī dar Amrīkā [Democracy in America] (R. Muqaddam Marāghihʾī, Trans.). Tehran: Nashr-i ʿIlmī wa Farhangī. [In Persian] Trigg, R. (1384 H.sh./2005). Fahm-i ʿilm-i ijtimāʿī [Understanding social science] (Sh. Masmīparast, Trans.). Tehran: Nashr-i Ney. [In Persian] Turner, B. S. (1379 H.sh./2000). Māks Weber wa Islām [Weber and Islam] (S. Waṣālī, Trans.). Tehran: Markaz. [In Persian] Turner, B. S. (1974). The sociology of religion: An explanation of the unity and diversity in religion. New York: McGraw-Hill. Turner, B. S. (1991). Religion and social theory. London: Sage. Turner, B. S. (2005). Talcott Parsons's sociology of religion and the expressive revolution: The problem of Western individualism. Journal of Classical Sociology, 5(3), 303-318. doi: 10.1177/1468795X05057868 Wach, J. (1380 H.sh./2001). Jāmiʿahshināsī-yi dīn [Sociology of religion] (J. Āzādagān, Trans.). Tehran: Samt. [In Persian] Weber, M. (1958). The Protestant ethic and the spirit of capitalism. New York: Scribner. Willaime, J.-P. (1377 H.sh./1998). Jāmiʿahshināsī-yi adyān [Sociology of religions] (ʿA. K. Guvāhī, Trans.). Tehran: Tabyān. [In Persian] Wilson, B. (1979). Contemporary transformation of religion. Oxford: Clarendon Press. Winch, P. (1372 H.sh./1993). Īdih-ʾi ʿilm-i ijtimāʿī wa paywand-i ān bā falsafih [The idea of a social science and its relation to philosophy] (Trans. under supervision of SAMT). Tehran: Samt. [In Persian] Woodhead, L., & Heelas, P. (2000). Religion in modern times. Oxford: Blackwell. Zuckerman, P. (1384 H.sh./2005). Darāmadī bar jāmiʿahshināsī-yi dīn [Invitation to the sociology of religion] (Kh. Dayhīmī, Trans.). Tehran: Lūḥ-i Fikr. [In Persian] | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 109 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 40 |
||