| تعداد نشریات | 8 |
| تعداد شمارهها | 321 |
| تعداد مقالات | 2,399 |
| تعداد مشاهده مقاله | 6,087,384 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 4,245,412 |
رابطه شاخص توصیف شغلی با خستگی عاطفی کارکنان: نقش تعدیلگر مقابله مذهبی و رضایت زناشویی | ||
| اسلام و روانشناسی خانواده | ||
| دوره 1، شماره 2، دی 1404، صفحه 159-186 اصل مقاله (618.82 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30471/ipf.2025.11043.1023 | ||
| نویسندگان | ||
| سید مجید احدی شعار1؛ میلاد شماخته2؛ علی هراتیان* 3؛ سید احمد ابراهیم زاده4 | ||
| 1دکتری مدیریت دولتی گرایش مدیریت منابع انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی ساوه، ساوه، ایران | ||
| 2دانشجو دکتری قرآن و روانشناسی جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران | ||
| 3دانشجوی کارشناسی مدیریت مالی، دانشگاه شهاب دانش، قم، ایران | ||
| 4دانشجوی کارشناسی مدیریت مالی دانشگاه شهاب دانش. قم. ایران. | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه و اهداف: خستگی عاطفی ازجمله مفاهیم کلیدی در روانشناسی و مدیریت منابع انسانی و از مهمترین نشانههای فشارهای روانی در محیط کار است (ماسلاچ و لیتر، 2022) که از نظر گرینبرگ (2011) بهعنوان نتیجهای از عدم موفقیت فرد در برقراری تعادل بین مسئولیتهای شغلی و نیازهای شخصی توصیف میشود؛ از جمله عوامل مرتبط با خستگی عاطفی، شاخص توصیف شغلی میباشد (صحبتزاده، 1395) که به معنای حالت احساسی و ذهنی مثبت فرد نسبت به شغل خود و ناشی از ارزیابی تجربیات کاری و عوامل مختلف مانند شرایط کار، ارتباط با همکاران و مدیران، حقوق و مزایا و فرصتهای پیشرفت است (لوک، 1976). از آثار ارزیابی مثبت شاخصهای توصیف شغلی، رضایت زناشویی میباشد (حسینقلی، 1401). کیم و فانگ (2017) رضایت زناشویی را بهعنوان احساس خوشایند و مثبت افراد از زندگی زناشویی خود، نشئت گرفته از تعاملات عاطفی و فیزیکی، حمایت اجتماعی، و توزیع منصفانه نقشها و مسئولیتها توصیف میکنند که میتواند نقش تعدیلکنندهای در کاهش خستگی عاطفی کارکنان ایفا کند (هابفال، 1989). مقابله مذهبی که میتواند به کاهش خستگی عاطفی کمک کند (محمدخانی و همکاران، 1399)، شامل استفاده از باورهای دینی برای درک و مدیریت موقعیتهای استرسزاست (پارگامنت و همکاران، 1990). لامبرت و همکاران (2010) و پارگامنت و همکاران (1990) نشان دادند افرادی که در مواجهه با استرسهای شغلی از راهبردهای مذهبی مثبت بهره میبرند، احتمال بیشتری دارد که احساس امنیت عاطفی و معناداری در زندگی را تجربه کنند و از خستگی عاطفی نجات یابند. پاسخگویی به این پرسش که آیا مقابله مذهبی و رضایت زناشویی، توان ایفای نقش تعدیلگر در رابطه میان شاخص توصیف شغلی و خستگی عاطفی را دارد یا خیر، میتواند به کارکنان، تصمیمگیرندگان و مدیران سازمانی کمک کند تا با شناسایی نقاط ضعف و تقویت منابع حمایتی، خستگی عاطفی کارکنان را کاهش و درنتیجه بهرهوری و رفاه سازمانی را افزایش دهند. روش پژوهش: روش این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی میباشد که از آزمونهای پیرسون و Z فیشر بهره برده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و کارمندان ادارههای دولتی و خصوصی قم بود که به فضای مجازی و شبکههای اجتماعی دسترسی داشتند. 205 کارمند با میانگین سنی 40/35 سال در دامنه سنی 18 تا 62 سال و میانگین مدت اشتغال 06/11 سال در دامنه 1 تا 42 سال در این پژوهش شرکت کردند. ابزار: شاخص توصیف شغلی در قالب شش مقوله شامل ماهیت کار، سرپرست یا مسئول، همکاران، حقوق و مزایا، ارتقا و ترفیعات و شرایط محیط کار است که اسمیت، کندال و هیولین (۱۹۶۹) آن را طراحی کردهاند. نسخه ایرانی را بهروزی و همکاران (۱۳۸۷) تهیه کردند که آلفای کرونباخ 75/0 به دست آمد. خستگی عاطفی کارکنان از سوی جانگ (۱۹۹۵) تهیه و تنظیم شد و پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 85/0 گزارش شده است. این پرسـشـنامه در ایران به وسیله اردلان و نوراللهی (1400) اعتباریابی و آلفای کرونباخ 92/0 گزارش شـد. مقابله مذهبی را پارگامنت و همکاران (2000) با هدف سنجش راهبردهای مقابله مذهبی افراد در مواجهه با استرس طراحی کرده و شامل دو بُعد اصلی مقابله مذهبی مثبت (مانند جستجوی حمایت الهی، تفسیر معنوی مثبت و دعا) و مقابله مذهبی منفی (مانند احساس طرد شدن از سوی خدا، خشم نسبت به خدا و تردید مذهبی) میباشد که آلفای کرونباخ برای مقابله مثبت بین 87/0 تا 92/0 و برای مقابله منفی بین 65/0 تا 80/0 گزارش شده است. شهابیزاده و مظاهری (1391) آلفای کرونباخ مقیاس مثبت و منفی را به ترتیب 95/0 و 93/0 گزارش کردهاند. فرم کوتاه رضایت زناشویی برگرفته از پرسشنامه اصلی انریچ بوده که آن را اولسون،[1] فورنیر[2] و دراکمن[3] (1985) طراحی کردهاند و با هدف ارزیابی کیفیت کلی رابطه زناشویی به کار میرود. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس در مطالعات مختلف ایرانی بین 82/0 تا 90/0 گزارش شده که نشاندهنده پایایی مناسب ابزار در سنجش رضایت زناشویی در جامعه ایرانی است. یافتهها: جهت بررسی نقش تعدیلکننده مقابله مذهبی و رضایت زناشویی در رابطه شاخصهای توصیف شغلی با خستگی عاطفی از روش تبدیل r به z فیشر استفاده شده است. نخست نمره کل مقابله مذهبی و رضامندی براساس کمتر و بیشتر از میانگین بودن طبقهبندی شد، سپس میزان همبستگی میان دو متغیر مستقل و وابسته در هریک از این دو سطح محاسبه گردید. با به دست آمدن نمرات Z فیشر و سطح اطمینان آن، نتیجه مقایسه دو همبستگی یادشده مشخص شد. (71=nb و 134=na) متغیر گروه مقابله مذهبی زیاد (rb) گروه مقابله مذهبی کم (ra) Z P خستگی عاطفی خستگی عاطفی شاخص توصیف شغلی شاخص شغل 56/0-** 74/0-** 14/2- 0324/0 شاخص مسئول 40/0-** 70/0-** 91/2- 0036/0 شاخص همکار 40/0-** 74/0-** 47/3- 0005/0 شاخص ارتقاء شغلی 42/0-** 68/0-** 35/2- 0188/0 شاخص حقوق 07/0- 69/0-** 23/5- 0000/0 شاخص محیط شغلی 29/0-* 65/0-** 18/3- 0015/0 نمره شاخص توصیف شغلی 50/0-** 75/0-** 82/2- 0048/0 **.P<01/0 *.P<05/0 در گروه مقابله مذهبی زیاد، شاهد همبستگیهای ضعیفتری بین شاخصهای توصیف شغلی با خستگی عاطفی نسبت به گروه مقابله مذهبی کم هستیم؛این امر به معنای آن است که نقش تعدیلگر مقابله مذهبی در رابطه میان شاخصهای توصیف شغلی با خستگی عاطفی تأیید میشود. (111=nb و 94=na) متغیر گروه رضایت زناشویی زیاد (rb) گروه رضایت زناشویی کم (ra) Z P خستگی عاطفی خستگی عاطفی شاخص توصیف شغلی شاخص شغل 74/0-** 72/0-** 27/0 7872/0 شاخص مسئول 64/0-** 62/0-** 33/0 7414/0 شاخص همکار 67/0-** 69/0-** 25/0- 8026/0 شاخص ارتقاء شغلی 58/0-** 61/0-** 27/0- 7872/0 شاخص حقوق 41/0-** 53/0-** 15/1- 2501/0 شاخص محیط شغلی 55/0-** 57/0-** 17/0- 865/0 نمره شاخص توصیف شغلی 72/0-** 68/0-** 39/0 6965/0 **.P<01/0 *.P<05/0 نتایج آزمون Z فیشر بیانگر معناداری تفاوت رابطه میان شاخصهای توصیف شغلی با خستگی عاطفی در دو گروه با رضایت زناشویی زیاد و کم نیست؛ این امر به معنای آن است که نقش تعدیلگر رضایت زناشویی در رابطه میان شاخصهای توصیف شغلی با خستگی عاطفی رد میشود. بحث و نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که مقابله مذهبی توان ایفای نقش تعدیلگر را دارد؛ بدین صورت که مقابله مذهبی بالا میتواند رابطه شاخصهای توصیف شغلی با خستگی عاطفی را تضعیف سازد و در نشاط هیجانی بیشتری را در فضای شغلی زمینهسازی کند. برخلاف آن، نقش تعدیلگر رضایت زناشویی مورد تأیید قرار نگرفت. این یافته همسو با پژوهشهایی از جمله محمدخانی و همکاران (1399)، حسینقلی (1401)، خاقانی ترنیک (1403)، پاندی و ساین (2019)، سفریا، اوتمن و عبدالوهاب (2010)، باقر نسامی و همکاران (2016)، اوشاروف (2011)، رحیمی (1397) و جلالی، جعفر و هیدزیر (2020) است. در تبیین این یافته میتوان گفت زمانی که مهارت مقابلهای افراد بالاتر است، آنان اعتماد به نفس بالاتری دارند، در مواجهه با چالشهای شغلی و محیط کار دچار اضطراب و آشفتگیهای هیجانی نمیشوند و خود را قادر به کنترل و تغییر شرایط میدانند؛ بنابراین روابط بهتری با همکاران و ارباب رجوع و محیط برقرار میکنند و احساس رضایت خاطر آنان موجب افزایش احساس کفایت میشود. در مقابل، افرادی که مهارت مقابلهای مناسب ندارند، هنگام مواجهه با تنشهای شغلی و بینفردی دچار کاهش انرژی و احساس خستگی شدید میشوند. افراد با منابع معنوی قویتر، احساس اتصال به خداوند را بهعنوان یک منبع قدرت مطلق دارند که همه چیز در کنترل اوست (شرر، الن و هارپ، 2016). این موضوع موجب میشود در برابر استرسهای شغلی به خداوند تکیه کنند، دست از تلاش خود نکشند و تنها از وی کمک بخواهند. با توجه به اینکه آنان به خدا اعتماد دارند و او را حمایتکننده میدانند، انعطافپذیری بیشتری نسبت به عواملی خواهند داشت که میتواند مشکلات شغلی را ایجاد کند (شیمازو و همکاران، 2015). ازآنجاکه شغل بخش مهمی از زندگی افراد است، طبیعی به نظر میرسد که وقتی افراد باور معنوی دارند در ارزیابیهای خود از محیط شغلی، معیارهای سنجش معنویتری دارند؛ از اینرو میزان تنش کمتری را تجربه میکنند و در رویارویی با تعارضات بینفردی و شغلی، عملکرد بهتری دارند و همین امر سطح بالاتری از رضایت را در محیط کار تأمین میکند. دیدگاههای نظری نیز اشاره دارد که معنابخشی و ادراک کنترل با تعریف منابع معنوی ارتباط نزدیک دارد و این دو مؤلفه از برجستهترین سازوکارهایی است که بین منابع معنوی و پیامدهای مثبت سلامت روانشناختی ارتباط برقرار میکند (شی و همکاران، 2016). در تبیین این یافته که رضایت زناشویی توان ایفای نقش تعدیلگر در رابطه میان شاخص توصیف شغلی و خستگی عاطفی را ندارد، میتوان گفت که احتمالاً رضایت زناشویی در فرهنگ ایرانی، بخش معناداری از شاخص توصیف شغلی را تبیین میکند؛ از اینرو مقدار باقیمانده امکان ایفای نقش تعدیلگری را ندارد. این تفسیر همسو با یافتههای مکیپور و همکاران (1402) و جمالی و همکاران (1396) است [1] . Olson, D. H. [2] . Fournier, D. G. [3] . Druckman, D. | ||
| کلیدواژهها | ||
| شاخص توصیف شغلی؛ رضایت شغلی؛ خستگی عاطفی؛ مقابله مذهبی؛ رضایت زناشویی | ||
| مراجع | ||
|
منابع
اردلان، محمدرضا، و نوراللهی، سعید (1400)، «نقش رهبری تحولی در امنیت شغلی و خستگی عاطفی با میانجیگری توانمندسازی روانشناختی در کارکنان سازمان صداوسیما»، مطالعات رفتاری در مدیریت، س12، ش27، ص1-17.
بهروزی، ناصر، نعامی، عبدالزهرا، شکرکن، حسین، و تقیپور، منوچهر (1387)، «مقایسه عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی کارکنان معلول و غیرمعلول سازمانهای دولتی شهر اهواز»، مجله علوم تربیتی و روانشناسی، س3، ش15، ص137-152.
جمالی، یوسف، کلانتر کوشه، سیدمحمد، شفیعآبادی، عبدالله، و سلمآبادی، مجتبی (1396)، «تدوین مدل رضایت شغلی براساس سبک زندگی اسلامی، سازگاری زناشویی و جنسیت در معلمان»، پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده، س5، ش23، ص45-65.
چان، ای. و هاصل، ج. (2003)، «تأثیر رضایت شغلی بر رفتارهای مختلف فرد در سازمان»، مجله مدیریت منابع انسانی، س45، ش2، ص123-135.
حسینقلی، سعیده (1401)، بررسی مؤلفههای مؤثر بر رضایت شغلی و ارتباط آن با رضایت زناشویی در میان زنان شاغل تهران، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه محقق اردبیلی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی.
خاقانی ترنیک، زهرا (1400)، بررسی رابطه بین رضایت زناشویی و رضایت شغلی در زنان متأهل شاغل شهر مشهد با نقش میانجی عوامل شخصیت. پایاننامه کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی و علوم اجتماعی ـ مددکاری مؤسسه آموزش عالی حکمت رضوی.
خواجوند سریوی، اصغر (1396)، بررسی رابطۀ سیستمهای کاری با عملکرد بالا با رضایت شغلی،خستگی عاطفی و تعهد کاری (مورد مطالعه: شرکت روغن کشی خرمشهر)، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور استان تهران، مرکز پیام نور تهران غرب.
رحیمی، حمیدرضا (1397)، بررسی رابطۀ کیفیت زندگی کاری و دینداری در کار با فرسودگی شغلی کارکنان علوم پزشکی شهرستان سبزوار، پایاننامه کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی، دانشگاه پیام نور گرمسار.
شـهابیزاده، فاطمه، و مظـاهری، محمـدعلی (١٣٩١)، «دلبسـتگی ادراکشـده دوران کـودکی، کنشوری خانواده و مقابله مذهبی»، روانشناسی تحولی، س8، ش31، ص221-234.
صحبتزاده، مرتضی (1395)، تببین رابطه فرسودگی شغلی و تعهد سازمانی با رضایت شغلی کارکنان، پایاننامه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت.
طحانیان، سمیه؛ حبشی، فرزانه و ملا، زهرا (1402)، «رابطه خستگی عاطفی با نگرش به خیانت دانشجویان متأهل دانشگاه پیام نور نوشهر: نقش واسطهای تعهد زناشویی»، رویش روانشناسی، س12، ش12، ص189-198.
محمدخانی، محیالدین، حقیقت، شانیا، بیدقی، فهیمه، و باقری، پناه مریم (1399)، «الگوی تحلیل مسیر رابطه بین مهارت مقابله مذهبی، تجارب معنوی و بهزیستی ذهنی با رضایت شغلی در کارکنان دانشگاه پیام نور»، پژوهش در دین و سلامت، س6، ش4، ص18-31.
مکیپور، سارا، فلسفینژاد، محمدرضا، خدابخشی کولایی، آناهیتا، و شفیعآبادی، عبدالله (1402)، «اثربخشی مدل غنیسازی خانواده برای کار بر رضایت زناشویی، شغلی و تعارض کار-خانواده مدیران زن متأهل»، خانوادهدرمانی کاربردی، س4، ش2، ص401-425.
نوربالا، مجید (۱۳۷۹)، بررسی میزان رضایتمندی زناشویی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، پایاننامه کارشناسی.
References Bagheri-Nesami, M., Kazemi, A., Goudarzian, A. H., Nasiri, F. & Davari, J. (2016). Association Between Religious Coping and Quality of Working Life in Nurses.Iran J Psychiatry Behav Sci. 11(1):e4946. Bakker, A. B. & Demerouti, E. (2007), The job demands-resources model: State of the art. Journal of Managerial Psychology, 22(3), 309-328. Bakker, A. B. & Demerouti, E. (2021), Job Demands-Resources Theory: Taking Stock and Looking Forward. Journal of Occupational Health Psychology, 26(3), 248-264. Farber, B. A. (2003), Burnout: The cost of caring. Oxford University Press. Finley, G. E. & Schwartz, D. (2008), Marital Satisfaction and Relationship Quality: The Role of Emotional and Problem-Solving Communication. Journal of Family Psychology, 22(5), 634-637. Freudenberger, H. J. (1975), The staff burn-out syndrome in alternative institutions. Psychotherapy: Theory, Research & Practice, 12(1), 73–82. Greenberg, J. (2011), Stress, Work, and Health: A Review of the Literature and Directions for Future Research. International Journal of Stress Management, 18(4), 363-373. Greenhaus, J. H. & Beutell, N. J. (1985), Sources of conflict between work and family roles. Academy of Management Review, 10(1), 76–88. Halbesleben, J. R. B. & Buckley, M. R. (2021), Burnout in Organizational Life. Annual Review of Organizational Psychology and Organizational Behavior, 8(1), 175-198. Hobfoll, S. E. (1989), Conservation of resources: a new attempt at conceptualizing stress, American psychologist, 44 (3), 513. Jalali, A., Jaafar, M. and Hidzir, N.I. (2020), Indirect effect of workplace bullying on emotional exhaustion through job insecurity among Malaysian workers: The buffering role of religion, Journal of Islamic Accounting and Business Research, Vol. 11 No. 7, pp. 1325-1342. Jonge, J. D. (1995). Job autonomy, well-being, and health: A study among Dutch health care workers (Doctoral dissertation, Maastricht university). Kahn, R. L., Wolfe, D. M., Quinn, R. P., Snoek, J. D. & Rosenthal, R. A. (1964), Organizational stress: Studies in role conflict and ambiguity. Wiley. Kim, K. J. & Fong, D. (2017), The Influence of Emotional Validation on Marital Satisfaction. Journal of Divorce & Remarriage, 58(5), 322-344. Lambert, N. M., Stillman, T. F., Baumeister, R. F., Fincham, F. D., Hicks, J. A. & Graham, S. M. (2010), Family as a salient source of meaning in young adulthood. Journal of Positive Psychology, 5(5), 367-376. Lee, R. T. & Ashforth, B. E. (1996), A meta-analytic examination of the correlations between job stressors and burnout. Journal of Applied Psychology, 81(2), 123-133. Locke, E. A. (1976), The nature and causes of job satisfaction. In M. D. Dunnette (Ed.), Handbook of industrial and organizational psychology (pp. 1297-1349), Chicago: Rand McNally. Maslach, C. & Jackson, S. E. (1981), The measurement of experienced burnout. Journal of Organizational Behavior, 2(2), 99-113. Maslach, C. & Leiter, M. P. (2001), Burnout: A Guide to Identifying Burnout and Pathways to Recovery. Harvard Business Review Press. Maslach, C. & Leiter, M. P. (2022), Burnout: A Guide to Identifying Burnout and Pathways to Recovery. Harvard Business Review Press. Olson, D. H., Fournier, D. G. & Druckman, D. (1985), ENRICH Marital Satisfaction Scale. Oscharoff, A. (2011), Emotional Exhaustion, Work-Family Conflict, and Marital Satisfaction Among Professional Psychologists. Master’s Theses. Department of Psychology in Loyola University Chicago. Pandey, J. & Singh, M. (2019), Positive Religious Coping as a Mechanism for Enhancing Job Satisfaction and Reducing Work-family Conflict: A Moderated Mediation Analysis. Journal of Management, Spirituality & Religion, 16(3), 314–338. Pargament, K. I., Feuille, M. & Burdzy, D. (2011), The Brief RCOPE: Current psychometric status of a short measure of religious coping. Religions, 2(1), 51–76. Pargament, K. I., Koenig, H. G. & Perez, L. M. (2000), The many methods of religious coping: Development and initial validation of the RCOPE. Journal of Clinical Psychology, 56(4), 519–543. Pargament, K. I., Ensing, D. S., Falgout, K., Olsen, H., Reilly, B., Haitsma, K. & Warren, R. (1990), God help me: I. Religious coping efforts as predictors of the outcomes to significant negative life events. American Journal of Community Psychology, 18(6), 793–824. Pargament, K. I., Koenig, H. G. & Perez, L. M. (2000), The many methods of religious coping: Development and initial validation of the RCOPE. Journal of clinical psychology. 56(4):519-43. Pargament, K. I., Smith, B. W., Koenig, H. G. & Perez, L. (1998), Patterns of positive and negative religious coping with major life stressors. Journal for the scientific study of religion. 37(4):710-24. Park, C. L. (2013), Religion and meaning. In R. F. Paloutzian & C. L. Park (Eds.), Handbook of the psychology of religion and spirituality (2nd ed., pp. 357–379), The Guilford Press. Safaria, T., Othman, A. b. & Abdul Wahab, M. N. (2010), Religious Coping, Job Insecurity and Job Stress among Javanese Academic Staff: a Moderated Regression Analysis. International Journal of Psychological Studies, 2(2), 1-22. Scherer, L. L., Allen, J. A. & Harp, E. R. (2016), Grin and bear it: An examination of volunteers’ fit with their organization, burnout and spirituality. Burnout research. 3(1):1-10. Shimazu, A., Schaufeli, W.B., Kamiyama, K. & Kawakami, N. (2015), Workaholism vs. work engagement: The two different predictors of future well-being and performance. International journal of behavioral medicine. 22(1):18-23. Smith, P. C., Kendall, L. & Hulin, C. L. (1969), The measurement of satisfaction in work and retirement. Chicago, IL: Rand McNally. Somech, A. & Miassy-Maljak, N. (2003), The relationship between religiosity and burnout of principals: The meaning of educational work and role variables as mediators. Social Psychology of Education. 6(1):61-90. Steger, M. F. & Dik, B. J. (2010), Work as meaning: Individual and organizational benefits of engaging in meaningful work. In Linley, P. A., Harrington, S. & Page, N (Eds.), Handbook of positive psychology and work (pp. 131-142), Oxford, UK: Oxford University Press. Xie, B., Xia, M., Xin, X. & Zhou, W. (2016), Linking calling to work engagement and subjective career success: The perspective of career construction theory. Journal of Vocational Behavior. 94:70-8. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 34 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 5 |
||